به نام زن آغاز میکنم این نوشتهام را که در آن اگر تمام توانام را هم به کار بگیرم، نمیتوانم تمام رنجهایی که زنان سرزمینام از سالهای دور به دوش کشیدهاند را بیان کنم، همان رنجهایی که حتا فکر کردن به آن، گاهی چنان تمام ذهنام را پر میکند و چنان حس مرد ستیزی به من دست میدهد که تحمل روزهای نابرابری برایام سختترین کار دنیا میشود.
امروز روز من است، روز مادر بزرگام، مادرم، خواهرم و دوستانام، روز تمام آنهایی که شاید هنوز هم برای اثبات پاکیشان دستمال خونی شب زفاف را باید به ارمغان بیاورند، روز دوستی که به تنهایی اجازهی خروج از خانهاش را ندارد، روز زن تنفروش محلهیمان که به فکر لباس زیر زیباتر برای درآمد بیشتر است.
روز مادر بزرگام که نیش و کنایههای مادر شوهر پیرش هنوز دلاش را میسوزاند، روز مادرم که تمام ثانیههایاش را وقف پدرم، من و خواهرم و از پس ما، فرزندانمان کرده، روز خواهرم که سختترین ثانیههایاش را برای بودن در کنار فرزندش سپری کرد و پیروز شد، روز دوستانام که …
دوستانام که در زندان هستند، همان شیرزنان ایرانی که وصفشان گوش دنیا را پر کرده، همانهایی که افتخارمان هستند و مسئولان قضایی بدون آنکه توجهی به انسانیت داشته باشند؛ قرار بازداشتشان را تمدید میکنند تا نه تنها این یک روز را که به نامشان است، که نوروز را هم در خانههایشان نباشند.
شیوا نظرآهاری، ماریا جعفری، رومینا ذبیحیان، بهاره هدایت، سمیه مومنی، بدرالسادات مفیدی، عاطفه نبوی، شبنم مددزاده، مهدیه گلرو، لیلی فرهادپور، زهره تنکابنی، آذر منصوری، مریم ضیاء، هنگامه شهیدی، تارا سپهریفر، نازنین فرزان جو، حمیده قاسمی، سعیده میرزایی، ماهفرید منصوریان، پروین کهزادی، ملودی محمودی زنگنه، الهام احسنی، مریم کریمی، سحر قاسمینژاد، گلناز توسلی، نیلوفر هاشمی، نفیسه اصغری، نگین درخشان، سمیه عالمی، فرزانه زینالی، زهرا جباری، کبری زاغهدوست، لیلا کعبی، روناک صفار زاده، سما بهمنی، عالیه اقدام دوست؛ زینب جلالیان، شیرین علم هلو و بسیاری دیگر که حتا نامشان را نمیدانیم در زندانهای ایران هستند و طعم حقوق نابرابر را امروز با اسارت میچشند، به خیلیهایشان حتا دسترسی تلفنی هم نداریم تا تبریکی ناقابل هدیه کنیم.
روزمان مبارک، به امید رسیدن به آن هنگام که وقتی به ۸ مارس رسیدیم، از غصهها ننویسیم و آنرا به شادی جشن بگیریم.
شیدا جهانبین







