بعضی وقتها آدم از اینکه زمانیکه مطلب مهمی به ذهناش میرسه، تنبلی میکنه و اونرو نمینویسه، خیلی دلخور میشه. مثل اتفاقی که امروز برام افتاد.
از وقتی که مطلب مربوط به مرگ تدریجی یک رویا و نوع نگاه به داریوش آریان و ابراهیم گلستان و … رو در سایت رادیو زمانه خوندم، مدام به آقای همسر گفتم که چرا همون دیشب مطلبی در موردش ننوشتی؟ ولی توی دلام میگفتم، دختر جان، آقای همسر که سریال تلویزیونی نگاه نمیکنه، این بحثها هم که مریوط به حوزهی کاری خودته، چرا خودت ننوشتی؟؟
اما وقتی مطلب زیبا و کامل نیمهی پنهان فریدون جریانی رو در سایت رادیو زمانه خوندم، بسیار خوشحال شدم که حق مطلب را به درستی ادا کرده و تمام حرفهای ناگفته را به خوبی منتقل کرده است.


