من و تو یکی دهانایم که با همه آوازش به زیباترسرودی خواناست.
من و تو یکی دیدگانایم
که دنیا را هر دَم
در منظر ِ خویش
تازهتر میسازد.
نفرتی از هرآنچه باز ِمان دارداز هرآنچه محصور ِمان کند
از هرآنچه وادارد ِمان
که به دنبال بنگریم، ــ
دستی که خطی گستاخ به باطل میکشد.
من و تو یکی شوریم از هر شعلهئی برتر، که هیچگاه شکست را بر ما چیرهگی نیست چرا که از عشق روئینهتنایم.
و پرستوئی که در سرْپناه ِ ما آشیان کرده است با آمدشدنی شتابناک
خانه را
از خدائی گمشده
من و تو یکی دیدگانایم
که دنیا را هر دَم
در منظر ِ خویش
تازهتر میسازد.
نفرتی از هرآنچه باز ِمان دارداز هرآنچه محصور ِمان کند
از هرآنچه وادارد ِمان
که به دنبال بنگریم، ــ
دستی که خطی گستاخ به باطل میکشد.
من و تو یکی شوریم از هر شعلهئی برتر، که هیچگاه شکست را بر ما چیرهگی نیست چرا که از عشق روئینهتنایم.
و پرستوئی که در سرْپناه ِ ما آشیان کرده است با آمدشدنی شتابناک
خانه را
از خدائی گمشده
لبریز میکند.


