آن روزی که از طرف خانوادهی مقتول، پیشنهاد شد تا پدر دلآرا بگوید که دخترم به راستی قاتل بوده است تا آنها از قصاص دلآرا چشمپوشی کنند، در دلام گفتم بخشش که شرط و شروط نمیخواد.
همان زمان در دلام به آنهایی سنگ خانوادهی مقتول را به سینه میزدند، میخندیدم، وقتی نامهی خانوادهی مقتول که یکی از خانوادههای فرهنگی و اصیل! شهر رشت هستند را در روزنامهی اعتماد خواندم و دیدم به گفتهی خودشان، آنها هم تا پیش از این حادثه خود را مدافع حقوق بشر میدانستهاند (چرا که در نامهیشان ذکر کردهاند که ما تمام اخبار حقوق بشری را همیشه دنبال میکردیم و میکنیم) گفتم نکند ما هم وقتی به پای عمل میرسیم، چنین کنیم؟
اگر اعتقادمان بر این است که مجازات اعدام در هر حالتی خوب نیست، پس اگر فرزند خودمان هم توسط فرد مشخصی به قتل رسید، باید بر سر اعتقادمان بایستیم و بگوییم اعدام عمل پسندیدهیی نیست، نه اینکه چنین کنیم.
به قولی دوستی، هماکنون دست خانوادهی مقتول هم به خون دختری آلوده شده، که امروز صبح در بیخبری کامل حتا بدون حضور وکیلاش اعدام شد.


اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۳:۱۵ ب.ظ
شیدا جان ! چه بگویم . هنوز باور نمی کنم که این گونه مخفیانه چنین قتل حکومتی ای صورت گرفته باشد .
ادعای روشنفکری چیزی است که بر سر هر کوی و بر زن فروخته می شود . کو عمل به ان عزیز من ؟
یا حق
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۶:۰۷ ب.ظ
آیا واقعا بی گناه بود یا گناهکار؟ می دونید که این دو تا خیلی با هم فرق می کنه
اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۶:۳۱ ب.ظ
به رضا:
رضا جان برای من فرقی نمیکند که او گناهکار بوده یا خیر. حرف من این است که مجازات اعدام، انتخاب اشتباهی است، درهر صورت. آن هم صدور این مجازات برای کسی که زیر ۱۸ سالهگی مرتکب اشتباهی شده. نمیدانم میدانی یا نه، اما در قانون کشورمان، مجازات نوجوان زیر ۱۸ سال جرم محسوب میشود.
آذر ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۱ ب.ظ
آیا واقعا بی گناه بود یا گناهکار؟ می دونید که این دو تا خیلی با هم فرق می کنه