فریبا پژوه هم‌چنان در بازداشت است

d981d8b1db8cd8a8d8a7فریبا پژوه مدتی است که در زندان است، آشنایی من با فریبا برمی‌گردد به زمان دانش‌گاه وقتی که هم‌کلاس بودیم. برمی‌گردد به آن زمان که از اواسط دانش‌گاه مدیار در زندان بود و فریبا هم علاوه بر خبررسانی در مورد پرونده‌ی مدیار، در دانش‌گاه، سر هر کلاسی که می‌توانست، در مورد مدیار و پرونده‌ی وبلاگ‌نویسان و این‌که همه‌ی بچه‌ها پس از مدت کوتاهی آزاد شده‌اند و تنها مدیار در زندان باقی مانده بحث می‌کرد.

روزهای دیگری را هم از فریبا در خاطر دارم، علاوه بر دوستی نزدیک او با مدیار، یادم می‌آید که در کنسرت‌های تالار وحدت که من و مدیار با هم شرکت می‌کردیم، فریبا هم حضور داشت و یکی و دوبار او را دیدم و او از ازدواج ما خیلی خوش‌حال شد.

شنیدن خبر بازداشت فریبا برای‌ام بسیار دردناک بود، دردناک‌تر این‌جا بود که در ابتدا شماره‌ تماسی از خانواده‌ی نازنین‌اش نداشتیم و احساس می‌کردم آن‌ها هم باید ماننند بقیه‌ی خانواده‌های زندانیان سیاسی مورد توجه قرار بگیرند، تا این‌که توانستیم با یکی از اعضای خانواده‌اش ارتباطی داشته باشیم و آن زمان بود که با خانواده‌ی گرامی‌اش آشنا شدم، مادری که پزشک است و سال‌های عمر خود را برای مداوای بیماران‌اش سپری کرده و پدری که عمری برای سرزمین‌مان زحمت کشیده. پدر مهربانی که در تک‌تک کلمه‌ها و حرف‌های اش نگرانی سرشارش از زندانی بودن دخترش سرریز می‌کند. پدر و مادری که در بحث‌های روزانه، هر یک جمله در میان می‌گویند: وقتی به ملاقات فریبا رفتیم، رنگ‌اش پریده بود. دست‌های‌اش از کم‌بود آفتاب پوست‌پوست شده بود و وقتی این را می‌گویند، بغض‌ام امان نمی‌دهد…

پدری که هم‌سن پدران خیلی از هم‌نسلان ما است، حالا در اینترنت به جست‌جوی خبرهای مرتبط با فریبا می‌گردد و می‌گوید: ببینید شما جوان‌ها ما را به چه کارهایی وا می‌دارید، دیگه باید چت هم بکنم.

این را می‌گوید و می‌خندد و من دل‌خوش می‌شوم که پس از نگرانی‌های‌اش، بهانه‌یی پیدا شد تا لب‌خندی بزند. ندیده می‌دانم خانواده‌ی گرمی در انتظار دیدار دوباره‌ی فریبا در خانه نشسته است.

نمی‌دانم قرار است چه اتهام‌‌هایی به فریبا نسبت دهند، اما این‌را می‌دانم که مانند تمام دوستان‌مان که پس از انتخابات و به دلیل ترس کوتاچیان از برملا شدن حقایق بازداشت شدند، کوچک‌ترین گناه و اتهامی متوجه فریبا نمی‌شود، او یک روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس بود که در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های مختلفی کار می‌کرد و مقاله می‌نوشت و بازداشت او و امثال او تنها نشان‌گر ترس دولت تقلبی روی کار از برملا شدن آن‌چه مسبب حضورشان بر مسند قدرت است، می‌تواند باشد.

فریبای گرامی، دخترک روزنامه‌نگار ایرانی، فرزند عزیزکرده‌ی خانواده‌ی پژوه، به امید آزادی‌ات نشسته‌ایم.

Leave a Reply

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها

بلاگ‌چرخان

شبکه دوستان