هیچ حرفی برای گفتن ندارم در شبی که باید باز هم با دلهره به صبح برسانم که نکند قوانین اسلامی کشورم، جان یکی دیگر از فرزندان ایران زمین را به وحشیانهترین شکل ممکن بگیرد و خانوادهی دیگری از دیدن و انجام این جریان لبخند رضایت بر لبانشان ظاهر شود، که خیالمان راحت شد…
برای صفر انگوتی که صبح امروز به قرنطینهی زندان اوین برای به سر بردن آخرین روز از زندهگی خود برده شده، آرزو میکنم که طعم شیرین بخشیده شدن را با تمام وجودش احساس کند و فرصتی دوباره برای نفس کشیدن و زنده بودن به دست آورد.
بعد نوشت:
محمد مصطفایی: امروز هم روز خیلی سختی بود. جمعیت زیادی در جلوی درب زندان اوین جمع شده بودند تا شاید بتوانند رضایت اولیاءدم مقتولین را بگیرند اولیاءدم صفر انگوتی یک ماه مهلت داد تا رضایتشان اخذ گردد. ولی دیگر محکومین به اعدام از جمله سهیلا غدیری به دار آویخته شدند.
جزئیات ماجرا را متعاقبا به نظر گرامیتان خواهم رساند.
ولی حیف که سهیلا و دیگران اعدام شدند و ای کاش اولیاءدم مقتولین تاملی کرده و از خون خواهی عدول می کردند و می بخشیدند.

