تا مدتها در بین دوستانام تنها فردی بودم که همسرم در ایران بازداشت شده بود. اما این روزها همه چیز فرق کرده. همه بازداشت شدهاند، تقریبا روزی نیست که خبر بدی به گوشمان نرسد، دوستانام، آنهایی که حتا فکر نمیکردم روزی اعتراضی به جمهوری اسلامی داشته باشند، این روزها بازداشت شدهاند.
مسعود لواسانی، روزنامهنگار و وبلاگنویس در بند است. خودش را کم و بیش میشناسم اما همسرش از دوستانام در دانشگاه و بعد از آن بود، مسعود و فاطمه زوج روزنامهنگار و سختکوشی که برای آیندهی خودشان و فرزند کوچکشان آروزهای بسیاری در سر دارند.
خبردار شدم که مسعود لواسانی گرامی از اوایل مهرماه بازداشت شده است. خجالت میکشم که باید بگویم با وجود دوستی با آنها، تازه دیروز که یک و ماه و نیم از بازداشتاش میگذرد، متوجه شدم که او را هم بردهاند. خبری از او ندارم و امیدوارم در سلامت باشد. مسعود لواسانی را از روزهایی که در خبرگزاری مهر در سرویس فرهنگ و ادب فعالیت داشت میشناسم و روزهای پرکاری که او در زمان نمایشگاه کتاب داشت را به خوبی به یاد دارم. او یکی از نخستین مخالفان برگزاری نمایشگاه تاب در مصلای تهران بود و در شبهای پیش از برگزاری نخستین دورهی نمایشگاه کتاب در مصلا گزارشهای بسیار مفیدی ارائه کرد. همین مخالفتهای او با تصمیات وزارت ارشاد که دیگر رنگ و بوی فرهنگی در آن کمتر پیدا بود و بیشتر مسائل سیاسی به آن اضافه شده بود، باعث شد تا از خبرگزاری مهر که روزی او را به عنوان خبرنگار برتر حوزهاش انتخاب کرده بود، کنارهگیری کند.
گزارشهای سازمان گزارشگران بدون مرز را در مورد بازداشت روزنامهنگاران پس از انتخابات مرور میکردم اما نامی از مسعود لواسانی و جواد ماهزاده، دبیرسرویس فرهنگ و ادب خبرگزاری مهر در آن ندیدم اما به نامهای افرادی برخوردم که هیچ فعالیتی در زمینهی روزنامهنگاری نداشتهاند و نامشان به عنوان روزنامهنگار بازداشتی در گزارشها درج شده بود. دلام سوخت از اینکه در نهادهایی که مدعی رعایت حقوقبشر و حقوق روزنامهنگاران هستند هم پارتی بازی وجود دارد.
همسر یکی دیگر از دوستانام هم پس از انتخابات بازداشت شد و مدت ۴۰ روز را در بازداشت گذراند و هماکنون حکم ۶ سال زندان دریافت کرده است. این دوست عزیزم اصرار دارد که خبر حکم گرفتن همسرش جایی کار نشود و من هم به خواستهی او احترام میگذارم و نام همسرش را نمیآورم ولی ایکاش همهی ما متوجه شویم که وقتی عزیزی از ما زندانی است هر چه بیشتر سکوت کنیم به ضرر او تمام میشود.
برای مسعود لواسانی گرامی و دیگر روزنامهنگاران و فعالان سیاسی در بند آرزوی آزادی دارم.

