رسیده‌گی به کودک آزاری را هم در دستور کار قرار دهیم

khabar.88-.02-.19گل نرگس و چسب زخم و دستمال جیبی و … را هر وقت می‌بینم به یاد کودکان بی‌پناه سر چهارراه‌های شهرهای ایران می‌افتم که دل‌شان می‌خواهد چراغ راه‌نمایی چهارراه همیشه قرمز باشد و دیر به دیر سبز شود تا شاید بتوانند کالای بیش‌تری به ما که در ماشین‌های‌مان یا از سرما و یا از گرمه شیشه‌ها را بالا کشیده‌ایم بفروشند. کودکان معصومی که آینده‌ی نامعلومی در انتظارشان است.

هر بار دخترکی را مشغول دست‌فروشی می‌بینم، با خودم می‌گویم شب‌ها کجا می‌خوابد؟ عاشق می‌شود؟ وقتی به بلوغ می‌رسد مادری دارد که برای‌اش از زنانه‌‌گی‌اش بگوید؟ می‌داند تجاوز یعنی چه و یا این‌که آن‌قدر به حریم‌اش تجاوز شده که فکر می‌کند دنیا برای همه‌ی زنان همین شکل است و هر مرد و پیرمردی می‌تواند به او تجاوز کند؟

هر چند وقت یک‌بار مواردی از آزار جنسی کودکان توسط خانواده‌های‌شان در مطبوعات چاپ می‌شود اما تعداد آن در طی یک‌سال به انگشتان دست هم نمی‌رسد، در حالی‌که واقعیت چیزی فراتر از این است، واقعیت این است که هر روز موارد زیادی از تجاوز پدر به دختر و برادر به خواهر گزارش می‌شود، اتفاقی که نمی‌توانیم درک درستی از آن داشته باشیم و نمی‌توانیم حس پدری که به دخترش تجاوز می‌کند را بفهمیم اما چه بسیارند دخترکانی که از پدر باردار می‌شوند و در میان آن‌ها چه بسیار هستند آن‌هایی که این اتفاق را از روی ترس و یا آبروریزی و … به هیچ کس عنوان نمی‌کنند، در حالی‌که این حقوق نقض شده‌ی آن‌ها است که باید به آن رسیده‌گی شود.

آسیب شناسی جدی در این زمینه کاری است که از مهم‌ترین وظایف دولت هر کشوری به حساب می‌آید، اما دولت ما که هیچ چیزش سر جای خودش نیست، به جای مطرح کردن و درمان کردن این معضل بر آن سرپوش می‌نهد به صورتی‌که بیش‌تر مطبوعات از درج این اخبار در صفحه‌ی حوادث خود منع شده‌اند.

هر چند وقت یک‌بار آماری از موارد کودک‌آزاری و اعتیاد و بیماری در میان کودکان کار و … از جانب مسئولان بهزیستی منتشر می‌شود که نمی‌توان خیلی با اطمینان در مورد صحت اعداد و ارقام آن حرف زد اما هر چه که هست نشان از بی‌توجهی‌ها و عدم آموزش صحیح و عدم مراقب از کودکان خیابان است که ضربه‌ی بزرگی به آینده‌ی آن‌ها و کسانی که با آن‌ها در ارتباط هستند وارد می‌کند.

کودکی که باید از هر نظر مراقب‌اش بود تا آسیب روحی و جسمی نبیند و بتواند آینده را تشکیل دهد، اگر خیابانی شود و مورد آزار قرار بگیرد، یک نسل را نابود خواهد کرد، کودکی که او به دنیا می‌آورد از امنیت روانی مناسبی برخوردار نخواهد بود، مادری که دوران کودکی‌اش با رنج و آزار جسمی و بیماری گذشته، چه‌گونه می‌تواند محبت مادرانه‌یی که لیاقت هر کودکی است را ابراز کند؟

رشد آزار جسمی به کودکان در ۶ ماهه‌ی ابتدایی سال موضوعی نیست که بتوان به راحتی از آن گذشت، با توجه به این‌که طی ۶ ماه اول سال جاری ۱۴۴ هزار و ۵۶۵ مورد از کودک آزاری گزارش شده، باید اندشید که از طریق چه روش‌هایی می‌توان این آمار را به حداقل رساند، اتفاق بدتر این است که با مقایسه‌ی این معضل با سال گذشته متوجه رشد بسیار زیاد آن حتا در ۶ ماه ابتدایی سال هستم، کل تماس‌های مربوط به ارائه‌ی گزارش در مورد کودک آزاری در سال گذشته ۵۲ هزار تماس بوده است اما با مقایسه‌ی اعداد و ارقام شاهدیم که این تماس‌ها افزایش زیادی در ماه‌های ابتدایی سال جاری داشته‌اند.

آمار دیگری که نشان از حقوق نقض‌شده‌ی کودکان و عدم رسیده‌گی به آن‌ها است مربوط به آمار تکان‌دهنده‌ی اعتیاد در میان کودکان کار است که این رقم با توجه به برآوردهای سال گذشته رو به افزونی است و سن مصرف هرگونه مواد مخدر در آن به شدت کاهش داشته است. حدود ۲۰ درصد از کودکان خیابانی به مواد مخدر اعتیاد دارند که از این میان نزدیک به ۱۵ درصدشان معتاد به سیگارند و پنج درصد دیگر به انواع مواد مخدر معتاد هستند.

به راستی برای حل و کاهش این موارد باید چه اقداماتی انجام داد؟ چرا دولت همیشه به مسائل حاشیه‌یی به خصوص در این روزها توجه می‌کند بدون این‌که نیم‌نگاهی به این مشکلات داشته باشد؟ چرا پاره شدن یک عکس از مردی که سال‌ها پیش فوت کرده باید در صدر خبرهای رسانه‌های دولتی باشد و واکنش‌های مختلفی به آن نشان داده شود اما وقتی مقایسه‌ی آماری کودک آزادی و اعتیاد کودکان کار و خیابان با این افزایش خیره‌کننده منتشر می‌شود در هیچ‌کجای رسانه‌های دولتی ردی از بحث و ارائه‌ی راه‌کار و آموزش در این زمینه به چشم نخورد؟

چراهای بسیاری در این زمینه وجود دارد که گویا دولت وقت رسیده‌گی به آن‌ها را تا اطلاع ثانوی ندارد و فعلا مشغول سرکوب جوانان است و این برای‌اش از هر چیز دیگری مهم‌تر است. مشکلات کودکان، به خصوص معضلات کودکان کار و خیابان باید از دغدغه‌های‌مان باشد و ما نباید در روزهای شلوغ سیاسی مواردی این چنین را هم از یاد ببریم.

پی‌نوشت:

یکی از دوستان نازنین‌ام در توییتر این پست را به زبان فرانسه ترجمه کرده است.

شیدا جهان‌بین

Leave a Reply

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها

بلاگ‌چرخان

شبکه دوستان