دشمن را بشناسیم

قلم‌ام را که به دست می‌گیرم، با رنگ خون می‌نویسد این روزها، خونی که از سر برادران‌ام بر کف خیابان‌های تهران به جا ماند و خشک شد. دل‌ام می‌خواست آن لحظه‌های جان دادن برادران‌ام در روز عاشورا بالای سرشان بودم و می‌گفتم خیلی مردی. سر خونین‌اش را در بغل می‌گرفتم و می‌گفتم خون‌ات هدیه شد به ملت‌ات برای ادامه و حیات جنبش مردمی.

حالا شبانه‌های آرام مادرانی که فرزندشان در روز عاشورا کشته شدند، با گریه عجین شده، حالا دل پدرانی که فرزند از دست دادند، داغ‌دار است و کینه‌ به دل گرفته‌اند. حالا ما می‌دانیم که هیچ راهی برای اصلاح این مردان یزید صفت وجود ندارد و اساس و ریشه‌ی آن‌ها اشتباه است و باید نابود شود.

17849_1229576693643_1055875418_30582429_2793319_nواکنش‌ها به هیجان‌‌های مردم در روز عاشورا متفاوت بود، اما فکر نمی‌کنم آن‌هایی که خارج از کشور زنده‌گی می‌کنند و یک ثانیه هم در جمع مردم سبز حضور نداشتند حق، اجازه و جایگاه این‌را داشته باشند تا به مردمی که در مقابل چشم‌شان کسی کشته شده بگویند دست‌ات را روز بسیجی‌ها بلند نکن.

شما اگر بودی و فرزندت، همسرت، پدر و یا مادرت، خواهر و یا برادرت، دوست عزیزت و … را مقابل چشمان‌ات می‌کشتند چه می‌کردی؟ می‌ماندی و تماشا می‌کردی و اعتقاد داشتی که نباید آن‌هایی که در مقابل دیده‌گان‌ات عزیزت را کشتند، گوش‌مالی شوند؟ خوب است همه با هم دیدیم که از نیروهای بسیجی هیچ کشته‌یی به جا نمانده، خوب است دیدیم در مقابل این همه عزیزی که روز عاشورا از دست دادیم، فردی از جبهه‌ی مخالف با سر خونین کف زمین جان نداد، وقتی این‌ها را دیده‌ایم بی‌انصافی است که از خشونت مردم حرف بزنیم.

کدام خشونت؟ شما با کسی که عزیزت را کشته چه می‌کنی؟ می‌دانم که اعدام‌اش نمی‌کنی، می‌دانم که او را نمی‌کشی، اما آیا دل‌ات نمی‌خواهد به مجازات برسد؟ مطمئن باش اگر مردم به دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اعتقاد و اعتماد داشتند، آن‌ها را به دادگاه‌ها می‌سپردند. اما خوب می‌دانیم که اگر چنین می‌شد، همان‌هایی که بسیجیانی را که آدم کشته‌اند و در مقابل کتک خورده‌اند، به دستگاه قضایی می‌سپردند، دستگیر و به اعدام محکوم می‌شدند.

پیش‌نهاد تو برای یک لحظه‌ی هیجانی و پر حس و غم‌انگیزی که عزیزی در مقابل‌ات جان داده و قاتل پیش روی‌ات است و نمی‌توانی از طریق قانون او را مجازات کنی چیست؟ اگر مجبور باشی در آن زمان در لحظه و آنی تصمیم بگیری چه می‌کنی؟ راه باز می‌کنی و قاتل را راهی می‌کنی؟ می‌بوسی‌اش  و به او دست‌مریزاد می‌گویی؟

نه. هیچ‌کدام از این‌ها نیست. آن‌هایی که خارج از کشور نشسته‌اند و وقایع را با خطوط اینترنت دنبال می‌کنند نباید سخنی بگویند تا دل مردمی که با شعار «خونی که در رگ ما است، هدیه به ملت ما است» به خیابان‌ها ریخته‌اند را بشکنند. هیچ کدام از ما نباید به خود اجازه دهیم که هر چه در ذهن‌مان آمد بر زبان بیاوریم.

می‌دانی؟ یکی از کارهایی که نباید در این موقعیت انجام دهیم اظهار نظر بی‌جا و نسنجیده است، به طوری‌که مردم حس کنند جمعیت خارج‌نشین همان مرفه‌های بی‌دردی هستند که بیرون گود نشسته و دستور می‌دهند. آن‌هایی که خارج از کشور فعالیت می‌کنند باید به فکر روزی باشند که ایران آزاد در انتظار همه‌ی ایرانیان است که در آن زمان جایی در دل‌های مردمی که به خاطر شجاعت آن‌ها بازگشت به وطن میسر شده داشته باشند.

یکی دیگر از کارهایی که نباید انجام داد، آن هم در این مرحله این است که رنگ‌بازی و بازی حزبی را کنار بگذاریم و یک‌صدا شویم، نه این‌که حضور مردم سبز را فدای رنگ‌هایی مثل رنگ سرخ کنیم و خودمان را با ایجاد فاصله‌یی که از پس این حرف‌های می‌آید، از مردم دور کنیم، الان وقت استفاده از مدادرنگی‌های روزگار نیست، همه این روزها سبز هستیم تا به پیروزی برسیم.

دیگر این‌که باید حس اعتمادمان را به مردم بالا ببریم، مردمی که از پیرمردها بگیر، تا دانش‌آموزان مدرسه این روزها در خیابان‌اند و هدف و دشمنی مشترک دارند. باید با خودمان خلوت کنیم و به این بیاندیشیم که دشمن ما کیست؟ آیا دشمن ما مردم هستند که این‌چنین بی‌رحمانه به آن‌ها بتازیم؟ و یا دشمن مشترکی داریم که باید برای از بین رفتن آن قدم برداریم.

در این میان:

پیش‌نهاد من:

شیدا جهان‌بین

2 Comments For This Post

  1. Jahan Says:

    Fekr mikonid iranihai ke dar khaarej az keshwar hastand khoon nadideand? Fekr mikonid ke inha dar Engelaabe 30 saale pish koshte nadidand? azizaaneshoon ro az dast nadadand? aghar ke fekr mikonid ke dastghirie yek basiji wa azaad kardanesh doroste be in khaater ke rahe sabz rahe koshtar nist, pas chera dighar ghele mikonid az iraniane khaarej az keshwar? ma khoon didim, Jangh didim wa aghar basiji bebinim mikoshim.
    Shoma ham behtare ke harche zoodtar be in fekr bashid ke faghat rahe nejaate irani janghe mosalahaane dar moghabele in haroomzadeha hast.
    Aya fekr mikonid Mousavi shakhse bi ghonahi ast? az ishan beporsid ke chand nafar z mardome bighonah dar enghelaabe iran koshte shodand. Hal nobate ishan ast ke bebinad koshtane mardome bighonah che manai darad.

  2. ترانه کشاورز Says:

    سلام عزیزم
    با نظراتت موافقم ولی دقیقا چکار باید کرد؟ باید نشست و تماشا کرد. باید دست روی دست گذاشت؟ باید بیخیال همه چیز شد؟ کیست که ما را سازماندهی کند و به صحنه آورد. آخه با یک گل که بهار نمیشه. بله باید منسجم باشیم ولی چگونه؟

Leave a Reply

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها

بلاگ‌چرخان

شبکه دوستان