نزدیک به یک ماه (۲۶ روز) است که از علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی هیچ خبری در دست نیست. این خبر هیچ کم از اعدام ناگهانی دو نفر از ۱۱ نفری که پس از انتخابات به اعدام محکوم شدند ندارد اما عادتمان شده تا اتفاق بدتری نیافتاده، ساکت بنشینیم.
در این ۷ ماه و نیم که از انتخابات و حوادث پس از آن میگذرد چنین بیخبری از فعالانی که بازداشت شدند وجود نداشته و آنها در کمترین حالت یکبار با خانوادههایشان تماس گرفتهاند و یا در مقابل چشمان خانوادهها بازدشت شدهاند، اما این قضیه برای علیرضا و سورنا رخ نداده و از همه بدتر این است که با وجود نشانههای زیادی که از بازداشت آنها وجود دارد، نامشان در هیچ یک از نهادهای امنیتی نیست و هیچ مسئولی هم پاسخگوی این مساله نیست.
به فرض اینکه این دو، فعال نبودند و خانوادههایشان ردی از آنها در زندانها نداشتند؛ نیروی انتظامی یک کشور که ادعای برقراری نظم و امنیت جانی شهروندان آن کشور را میکند باید به درخواست خانوادههای این دو رسیدهگی کند و جواب قانعکنندهیی داشته باشد؛ که چرا دو جوان پس از خروج از تهران به قصد سفر به تبریز باید ناپدید شوند به گونهیی که کوچکترین ردی از آنها نباشد و در حالیکه آنها به شهر تبریز رسیدند؛ رد گوشی همراه خاموش آنها در تهران پیدا شود.
رسیدگی نکردن به این مسائل است که امنیت را به خطر میاندازد نه سفر جوانی ۱۹ ساله به عراق و در پی آن اعدام او به بهانهی محارب بودن.
از رویکرد برخی رسانهها و سازمانهایی که تنها اسم حقوق بشری را به یدک میکشند هم هیچ انتظاری نمیتوان داشت؛ رسانههایی هم که تنها و تنها به پوشش اخبار اصلاح طلبان و زندانی شدن آنها میپردازند که تکلیفشان مشخص است، گروههایی که در مقابل ناپدید شدن و وضعیت خطرناک یکی از اعضایشان هم مهر سکوت بر لب زدند هم که جای خود دارد؛ اما برخورد سازمانی چون گزارشگران بدون مرز با این گونه مسائل که اسامی افرادی که روزنامهنگار، وبنگار و فعال در این حوزه نبودهاند را هم در میان گزارشهایاش جای میدهد و برای آنها بیانیه صادر میکند؛ در نهایت کملطفی و بیتوجهی است و این فکر را از نظر میگذراند که تبعیض و نگاهی مغرضانه به قضایا دارند. چرا که هنوز اسامی چون مسعود لواسانی، جواد ماهزاده و … در میان گزاشهایشان نیامده و حتا موضعی هر چند کوچک نیز در برابر ناپدید شدن علیرضا فیروزی به عنوان یک روزنامهنگار با فعالیت مشخص و وبلاگ نویسی که در بیشتر موارد از زندانیان سیاسی و نقض حقوق بشر در وبلاگاش مطلب نوشته نداشته است.
از علیرضا فیروزی روزنامهنگار و وبلاگنویس؛ فعال دانشجویی و حقوق بشر و سورنا هاشمی فعال دانشجویی هیچ خبری در دست نیست و این در حالی است که افرادی ناشناس از طریق آدرسهای اینترنتی آنها آنلاین میشوند اما مشخص نیست به دنبال چه چیزی هستند. این مساله باعث ایجاد نگرانیهای فراوان برای خانوادههای این دو دانشجو شده است به طوریکه آنها هر روز از صبح در دادگاه انقلاب و زندان اوین حاضر میشوند اما هیچ ردی از آنها در دست نیست.
تا زمانیکه نگاه تبعیض آمیز و فعالیتی خالص و فقط برای رسیدن به آزادی و نشان دادن موارد نقض شدهی حقوق بشر در ایران نداشته باشیم؛ تنها آمار کشتهشدهگان، اعدامیها و زندانیهایمان بالا میرود و به آنچه که شایستهی ملت است نخواهیم رسید.
در این میان:
- برای ایجاد رعب و وحشت دو نفر اعدام شدند
- بیماران تالاسمی از این پس باید برای مهمترین دارویشان هزینه بپردازند
- از ۱۰۰ هزار مدرسه در کشور، ۶۵ هزار مدرسه سیستم گرمایشی و سرمایشی ندارد
پیشنهاد من:
- اعدام نشدند، به قتل رسیدند از مدیار
- پیش درآمد جشنهای دهه فجر با اعدام دو متهم ناآرامی های اخیر! از کاملیا انتخابیفرد
- چهل روز گذشت و تو نیستی! از آرمان آریایی
شیدا جهانبین

