ایران باز هم ملتهب است، در التهاب ۲۲ بهمن ماه که با اقدامهای نادرست و غیر قانونی دولت کودتا ملتهبتر هم میشود، این که مسئولان امنیتی به بازداشتهای گستردهیی در این روزها روی آوردهاند و ترسشان موجب شده تا به بهانههایی مثل درست کردن زیرساختهای شبکهی اینترنتی به پایین آوردن سرعت اینترنت و در نهایت قطعی آن روی بیاورند، همه نشانههایی از ناتوانی دولتی است که پس از کشتن جواناناش و به بند کشیدن آنها هم چنان میترسد و در خیالاش در پی آماده کردن مقدماتی است که حضور مردم در روز ۲۲ بهمن را زیر فیلترینگ پنهان کند.
نمیدانم چرا ب
عد از اینکه مردم با دستهای خالی به خیابانها آمدند و کشته شدند و آنهایی که این صحنهها را دیدند، حرفهییتر از هر خبرنگار بحرانی، آن را به مردم دنیا نشان دادند باز هم کودتاچیان در اندیشهی جلوگیری از پخش تصاویر قلبهای شکسته و چشمان اشکبار مردم هستند و با خود میاندیشند که با خط و نشان کشیدن و بازداشت کردن آنهایی که به نظر خودشان، منشا اعتراضهای بیشتر هستند، میتوانند ۲۲ بهمن را مانند سالهای پیش برگزار کنند.
تغییر رنگ پرچم و تهدید مردم به جایی نمیرسد، پرچم چندین سالهی یک کشور با لوگوی یک خبرگزاری دولتی تغییر نمیکند و پخش کردن عکس مردمی که در روزهایی چون روز عاشورا در خیابانها آمدند، به قصد شناسایی و بازداشت نه تنها به جایی نمیرسد که سبب می شود خشم مردم هنگامی که این عکسها را مچاله میکنند و زیر لب چیزی میگویند روی هم جمع شود برای روزهایی مانند ۲۲ بهمن که مجوز راهپیماییاش سالها است که صادر شده و هر ساله به نفع دولت انجام میشود و امسال رسم هر سالهی آن شکسته خواهد شد.
تقویم سال ۸۸ من پر است از غصه، پر است از بوی خون و فریاد زندانیها و صدای اعترافهای ساختهگی، پر است از آه مادران داغدار و بازداشت عزیزان و لبریز است از اشک و آه من برای آنهایی که محل شهادتشان آسفالتهای خیابان بود، اما این بار درست مثل روزهای باقی مانده به ۱۳ آبان و ۱۶ آذر و روز عاشورا، برگهی دفترم، آنجایی که به ۲۲ بهمن میرسد منتظر است، برگهی دفترم هم درست مثل من بیتاب است برای حضور مردم و منتظر قلم من است تا برایاش بگویم باز هم مردم سرزمینام چه رشادتهایی از خودشان نشان دادهاند.
در این میان:
شیدا جهانبین

