بازیهای دولت کودتا هر روز کثیفتر میشود، جدای از این بازداشتهای گسترده که انگار پایانی ندارد و هر روز آغاز است برایاش، جدا از تعیین وثیقههای سنگین، جدا از صدور حکمهای طولانی و تبعید آنهایی که حضورشان برای همهی ما غنیمت است و حتا جدا از صدور حکم مرگ یک انسان ( که بدترین اقدام است اما در عین حال وضعیت مشخصی را شامل میشود)؛ خبرهای ضد و نقیضی که در بارهی علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی به دستمان میرسد، هیچ معنایی ندارد، فقط بازی کثیفی است که دولت کودتا آن را آماده کرده و نمیدانم چه سودی از آن میبرد.
گریهی مادر علیرضا دلام را لرزانده، صدای نگران نزدیکان علیرضا را هر بار که میشنوم دیوانه میشوم، میدانم که خانوادهی سورنا هم در وضعیت مشابهی هستند و دستشان به جایی بند نیست، اما نمیدانم چه باید کرد؟ به قوهی قضاییهی ایران مگر میتوان از دادستان شکایت برد؟ به دادستان مگر میشود از مسئولان زندان شکایت برد؟ در ایران از وضعیت نا بسامان روند قضایی یک پرونده چه کاری از دستمان بر میآید؟
علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی که نمیدانم به چه جرمی در سفر بازداشت شدهاند، مگر چه کردهاند که حق یک تماس با خانوادههایشان را ندارند؟ کدام گناه بزرگ و نابخشودنی را مرتکب شدند که مادرانشان مستحق چنین بیتابی هستند؟ جز این است که برای سفر از خانههایشان خارج شدند و از آنجایی که فکر میکردند این کشور امن است و سفر کردن در آن جرم نیست، راهی شدند؟
شمایی که نمازهایتان طولانی و جای مهر بر پیشانی دارید وجدانتان کجاست؟ شمایی که سفرههای رنگین در خانه دارید و فرزندانتان در راحتی هر کای که بخواهند میکنند، انسانیتتان در کدام گذشتهی کثیفی کشته شده که با فرزندان ایران چنین میکنید؟
وضعیت علیرضا فیروزی و سورنا هاشمی بسیار ویژه است و نیاز شدیدی به کار کردن و پردازش دارد، جستجو کنید که در سالهای گذشته اگر چنین اتفاقی افتاده، (کسی بازداشت شده و اجازهی حتا یک تماس را نداشته و مسئولان از وضعیت آنها اظهار بیاطلاعی کردهاند) آینده و نتیجهاش چه بوده؟ آن وقت شاید شما هم احساس کنید که پروندهی علیرضا و سورنا روندی معمولی را طی نمیکند و متوجه میشوید که باید کاری کرد.
فقط این را میدانم که این روزها اشک و دلهره تنها دارایی خانوادههای آنها شده و خواب از چشمانشان گرفته شده و هیچ اقدامی نمیتوانند انجام دهند، ما در کمترین حالت میتوانیم اعلام کنیم که در کنار و حامیشان هستیم.
شیدا جهانبین


بهمن ۲۹م, ۱۳۸۸ at ۴:۴۶ ب.ظ
pedare gerami vojdan kheili vaghte az keshvare ma rakht barbaste,chera taajob mikoni,vaghti ensanhaye bigonah ra bi dalil koshtan va daneste ya nadanesteh faghat sokoot kardim vojdan mord va dafn ham shod,pas bayad begooeem khoda be dade hameye melate iran beresad.khoda behetoon sabr bedeh ta in hame bi vojddani ra tahamol konid.
بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸ at ۱:۰۹ ب.ظ
با درود بر پایداری مادران و پدران
آن روزی که سرنوشت ما در ۵۷ رقم خورد آیا هیچگاه پدر و مادران ما تصور این را داشتید که تاریخ همیشه می گوید حکومت مذهبی به دیکتاتوری کشیده خواهد شد حال این نسل بلند پرواز باید تقاص اشتباهی جبران ناپیذیر را بدهد