به حقوق برابر فکر کن. تو، به هر نامی که هستی، آیا میتوانی با وجود اینکه ۲۰ سال، ۳۰ سال، ۴۰ سال و یا شاید هم بیشتر از این را در سرزمینی گذراندهای که قانوناش به تو توجه داشته و مادر و خواهرت، همسر و دخترت را برابر با تو نمیدانسته، تصور کنی که زنان جامعهات چهطور زندهگی میکنند؟
همسرت را مانند خواهرت بدان وقتی که در حال جدا شدن از او هستی و نمیخواهی حضانت فرزندتان را به او دهی، با اینکه میدانی فرزندت به مادر نیاز مبرمی دارد، فکر کن همسرت که حالا آنقدر کینهی طلاق جلوی چشمانات را گرفته که میخواهی برای آزار دادناش فرزندش را بگیری، خواهرت است و قرار است عذاب تحمل روزهای بدون فرزندش را در کنار تو که برادرش هستی بگذراند، چه حالی میشوی؟ دلات نمیخواهد تمام دنیا را بدهی و خواهرت آرام باشد؟
یا آن زمان که به تقسیم ارث رسیدهیی و سهمی که قانون مردسالار برایات تعریف کرده، بیشتر از خواهرت است که نیاز مالی دارد، فکر کن به جای خواهرت که حالا آنقدر مال دنیا و حقوق برترت جلوی چشمانات را گرفته که او را همخون نمیدانی، مادرت در مقابلات است و برادر مادرت با اینکه میداند وضع مالی خواهرش و خانوادهاش که تو باشی، وخیم است، به سهم بیشتر چنگ میزند و قانون پشتاش ایستاده است. در آن زمان چه میکنی؟
در تمام مواردی که به جای اینکه در کنار همسرت ایستاده باشد، در مقابلاش ایستادهای، فکر کن که مادرت و یا خواهرت در مقابلات هستند و آنطور که انصاف است با او برخورد کن. میتوانی؟
تا مدتها فکر میکردم که تنها در جامعهیی مانند ایران که حقوق برابر زن و مرد در آن آرزو است، در زمان طلاق، زنان با مشکلات عمدهیی چون مهریه و تقسیم داراییها و … روبه رو هستند، اما شاهدم که در خارج از ایران هم در برخی کشورها با وجود اینکه حقوق و مزایای زیادی برای زنان تعریف شده، اما در زمان طلاق مرد به هر بهانهیی داراییهایاش را به نام دیگری میکند که سهم کمتری به همسرش برسد. همسری که مادر فرزنداناش است و عمر خود را در خانهی آن مرد سپری کرده است.
درد مشترک زن بودن، در خیلی از کشورهای دنیا جاری است، دردی که زبان و قوم نمیشناسد و ریشه در باورها و عملکرد گذشتهگان آن سرزمینها دارد.
بعد از آموزشهای گستردهیی که در سالهای اخیر در میان جامعهی ایرانی برپا بوده هنوز هم مردان زیادی که به خواستگاری دختران میروند، وقتی با تقاضای دختر و خانوادهاش برای موافقت پسر با داشتن حق طلاق، حضانت، تحصیل، اقامتگاه و … روبهرو میشوند، آشفته میشوند و از تصمیم خود پشیمان میشوند.
هنوز مادرانی هستند که با وجود تجربهی سختی که در زندهگیشان داشتهاند و طعم تبعیض جنسیتی را چشیدهاند وقتی برای پسرانشان به خواستگاری میروند، زمانیکه حرف از حقوق برابر میشود، ناراحت میشوند و آنرا بیشرمی دختر و خانوادهاش میخوانند در حالیکه تکتک سالهای جوانیشان را با تبعیض گذراندهاند.
به همین دلایل و هزاران دلیل دیگر تا زمانیکه نگاه ریشهیی به موضوع حقوق برابر زن و مرد در جامعه حتا در میان زنان وجود نداشته باشد، مشکلات ما پا برجا است، چه بسیارند دخترانی که هنوز هم پیش از ازدواج برای ثابت کردن باکره بودنشان نامهیی از دکتر میگیرند و پسرانی که آنها را به عقد خودشان در میآورند، از داشتن چنین سند افتخار و چنین نامهیی به خود میبالند در حالی که همین پسران تا زمان ازدواج بکارت چندین دختر را از بین بردهاند.
تا زمانیکه افتخار زنان ایرانی به باکره بودن در زمان ازدواج، سکوت در مقابل ظلم همسرانشان به بهانهی محجوب بودن و سر تعظیم فرود آوردن در مقابل خواستههای بیپایان فرزندانشان بدون توجه به حقوق خودشان باشد، طعم برابر حقوق زن و مرد در ایران را نمیچشیم.
و تا زمانیکه پدر برای دخترش حقوق مساوی در زمان ازدواج او بخواهد و با همسرش مانند برده رفتار کند، برادر همسرش را کتک بزند اما اگر خواهرش کتک بخورد خوناش به جوش آید و … طعم برابری حقوق زن و مرد در ایران را نمیچشیم.
ایران آزاد، ایرانی است که زن و مرد، کودک و اقلیت مذهی و قومی و … دارای حقوق برابر باشند، حتا اگر حاکمان ظلمی که این روزها در ایران هستند هم سرنگون شوند، تا زمانیکه همهی ما طعم برابری حقوق را نچشیم، آزاد نیستیم و در بند جهل گرفتاریم.
پیشنهاد من:
- علیرضا و سورنا زندانیان ناپدید شده از مدیار
- شفاف سازی از این بیشتر؟ از مهدی جامی
- تا بیست و دوم بهمن فرصت دارید از کاملیا انتخابی فرد
شیدا جهانبین


بهمن ۱م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۱ ب.ظ
mercii azizam kheily ziba bayan kardi harfi ke salhast man too delame
بهمن ۴م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۷ ب.ظ
در مورد حقوق برابر زن و مرد،از نگاه یک زن، بسیار منطقی و مدلل نوشته اید ، امااگر!!شما یک مرد،با همه مسئولیت هائی که همان قانون موصوف در این جامعه بدوش مردان گذاشته، بودید، آیا باز هم همین نگاه را داشتید؟ در صورتیکه پاسختان مثبت است ،باید به شما احسنت گفت ،واستثنائی خواهید بود ….. مطالبی که بدان ها اشاره نموده اید، همه معلولند ….. خرابی در جای دیگر است !…..با پوزش… و تشکر از مقالات همیشه خواندنی تان ..