Posted on ۱۰ مرداد ۱۳۸۷ by شیدا جهان بین
گزارشی از چگونگی درگذشت اکبر محمدی …

اکبر محمدی، به عنوان یک دانشجوی آزادی خواه با دیدن بی عدالتی های موجود در جامعه و فقدان آزادی، در دانش کده فعالیت سیاسی را آغاز کرد و پس از کشته شده فروهرها در سال ۱۳۷۷ و بر ملا شدن شیوه ی این کشتارتوسط روزنامه سلام و توقیف آن، تظاهراتی از سوی دانشجویان دانش گاه ها آغاز شد که از ۱۸ تیر ماه سال ۱۳۷۸ به مدت چند روز تهران و چند شهر دیگر را در نا آرمی فرو برد و سرانجام منجر به سرکوبی این جنبش و دستگیری وی و برادر بزرگ اش، منوچهر محمدی شد. وی در طی سالیان زندان به دلیل غیبت زیاد از دانش گاه اخراج شد . او به مدت ۷ سال در زندان های جمهوری اسلامی ، زندان توحید ، زندان اوین زیر وحشیانه ترین شکنجه های وزارت اطلاعات قرار گرفت و به عنوان اسطوره مقاومت از سوی جنبش دانش جویی انتخاب شد . وی یکی از اعضای شورای مرکزی اتحادیه ملی بود و در پی تظاهرات ۱۸ تیر به عنوان متهم ردیف دوم قیام کوی دانش گاه به اعدام محکوم و با درخواست علی خامنه ای با دو درجه تخفیف به ۱۵ سال زندان محکوم شد .
Posted on ۱۰ مرداد ۱۳۸۷ by شیدا جهان بین

این
گزارش هرچند که تمامی نقایص ، کاستی ها و هم چنین تبعیض های زندان سنندج را نمایان نمی کند، اما وضعیت زندانیان در کردستان را هرچند که بسیاری از موارد در آن نیامده برای ما نمایان می کند. زندانی که به گمان خیلی از کسانی که آن را تجربه کرده و در عین حال زندان های دیگر را نیز تجربه کرده اند، در زمره ی یکی از بدترین زندان های ایران به شمار می آید.
گزارش مشترک سازمان دانش آموختگان،کانون مدافعان حقوق بشر و سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به اجلاس مالزی پیرامون وضعیت حقوق بشر در ایران
Posted on ۰۹ مرداد ۱۳۸۷ by شیدا جهان بین

به دار آویختن ۲۹ نفر در یک روز و پس از آن اصرار داشتن بر اعدام نوجوانان زیر ۱۸ سال، کاری است که تنها از دست نامردان به اصلاح دین دار بر می آید.
هرزه نگار اینترنتی…
انتقال ۲ زندانی دیگر به سلول های انفرادی برای اجرای حکم اعدام
Posted on ۰۸ مرداد ۱۳۸۷ by شیدا جهان بین

گرچه باید در ازای بیرون بودن موی سرم دست گیر شوم، گرچه در شهادت دادن، برابر یک مرد نیستم، گرچه در خیابان های ایران امنیت ندارم، گرچه حق طلاق ندارم، گرچه برای اقامت تنها در هتل، رییس اماکن باید از حضورم در هتل خبردار باشد، گرچه برای خروج تنها از ایران دچار مشکل می شوم، گرچه همسرم طبق قانون حمایت از خانواده حق دارد ازدواج های بعدی را بدون اجازه من انجام دهد، گرچه رییس جمهور و وزیر نیستم، گرچه برای گرفتن نفقه پله های دادگاه را بالا و پایین می روم و …
اما هنوز هم می گویم، با افتخار یک
زن هستم.
Posted on ۰۱ مرداد ۱۳۸۷ by شیدا جهان بین

نمیدونم تا کی باید دوید و نرسید؟؟
اگر تو هم نبودی دلام به چی خوش بود؟
چه خوب که هستی در کنارم، مثل همیشه. صبور، سنگین، ساده…
درخواست برای آزادی دانشجویان
داریوش مهرجویی: روح لطیف خسرو را درنیافتند