Posted on ۳۰ دی ۱۳۸۷ by شیدا جهان بین
داخلی، راهروی طبقهی پنجم ساختمان c واحد تهران مرکز دانشگاه آزاد.
طبق معمول همیشه به دلیل اینکه اکثر بچههای رشتهی ارتباطات کلاس آمار خانم دکتر سالمی رو انتخاب کردهاند، ظرفیت کلاس پر شده است و جایی برای نشستن نیست و به همین دلیل استاد مکان کلاس را به کلاس بزرگتری در دانشکدهی فنی تغییر داده است.
مریم، کیمیا و البته مدیار در رشتهی علوم اجتماعی ارتباطات اجتماعی درس میخوانند که باید پس از ۲ سال گرایش خود را برای روزنامهنگاری یا روابط عمومی انتخاب کنند. اما شیدا در رشتهی ارتباطات روزنامهنگاری درس میخواند و به همین دلیل کلاسهای مشترکاش با مریم و کیمیا بسیار کم است.
شیدا و دوستاناش در راهرو قدم میزنند که
مدیار با کولهپشتیی همیشه پرش وارد راهرو میشود و نگاههای شیدا و مدیار مانند همیشه روی هم میماند اما تنها کلمهیی که رد و بدل میشود سلام است و دیگر هیچ.
با وجود اینکه شیدا این درس را در روز دیگری دارد، تصمیم میگیرد به کلاس دکتر سالمی رود و بیشتر با دوستاناش بماند…
Posted on ۲۹ دی ۱۳۸۷ by شیدا جهان بین
داخلی. کلاس ۲۰۶ ساختمان b واحد تهران مرکز دانشگاه آزاد.
دکتر آذری بحثی را دربارهی اعتقادات مذهبی افراد راه انداخته.
شیدا به همراه مریم و کیمیا در ردیف اول از سمت راست نیمکتهای کلاس نشسته است. آنها فقط میخندند و نگاههای دکتر آذری به کیمیا را معنی میکنند که صدایی از آخرین نیمکت ردیف وسط کلاس به گوش میرسد که از استاد میخواهد تا نظرش را در مورد مذهب بیان کند. آذری هم که از حضور این فرد در کلاساش همیشه ذوق زده بود و این را بارها تکرار میکرد؛ با خوشحالی از او دعوت میکند که در مقابل بچهها بایستد و صحبت کند.
از آنجایی که صاحب صدا،
مدیار، همیشه در حال اعتراض به همه چیز بود، همه از جمله شیدا در انتظار ابراز عقاید او از مذهب هستند. اما تفاوتی در نگاه شیدا و بقیهی دانشجویان دیده میشود.
مدیار با پیراهن اسپرت لی به رنگ آبیی کمرنگ همراه با اعتماد به نفس همیشهگیاش در مقابل بچهها قرار میگیرد و ریشهی مذهب را با تیشه میزند و این کار او نگاههای تلخ تعدادی از دانشجویان بسیجی کلاس را به همراه دارد. نگاه شیدا اما …
Posted on ۱۸ دی ۱۳۸۷ by شیدا جهان بین

خبرهای دستگیری دانشجویان در دانشگاههای مختلف، آنهم به بهانههای واهی و پوچ آنقدر افزایش پیدا کرده که گاهی فقط به مرور نام آنها توجه میکنم اما معتقدم از هر زندانیی سیاسی باید تا آنجا که میشود دفاع کرد.
در میان برخی از این دانشجویان زندانی، پدیدههایی ظهور میکنند که به اعتقاد من، میتواند عامل بروز حرکات و جنبشهای مهم و اثرگذار دیگری شود.
اینکه دانشجویی در مقابل رییس مجلس شورای اسلامی ایران و در مقابل مسئولان دانشگاه، شهامت ابراز عقیدهی خود، آن هم به صورت کاملا شفاف و بیپرده را داشته باشد، به راستی جای تحسین دارد و باید به او که نام دانشجوی مبارز شایستهی اوست، افتخار کرد.
ما خواستار آزادی هر چه سریعتر محسن زرین کمر، کاظم رضایی، عبدالجلیل رضایی و لقمان قدیری ۴ دانشجوی دربند دانشگاه شیراز و هم چنین دکتر آرش و دکتر کامران علایی هستیم.
برای آزادی برادران علایی
اینجا را امضا کنید.