
چه سخت است در سالروز ولادتات در یک چهاردیواری با دیوارهایی به اندازهی غرورت بلند و به اندازهی کینهی حاکمانمان سخت گرفتار باشی. چه سخت است در تنها تماس با خانوادهات گفته باشی جایام امن نیست و مرا آزاد کنید. چه بر مادرت گذشته وقتی این حرفها را شنیده، چه روزی است امروز برایاش وقتی به یاد بیست و شش سال پیش میافتد و تو که در آغوشاش آرمیده بودی و اولین گریههایات را میشنید، میدانم که وقتی به یاد آن لحظهها میافتد، دلاش میخواهد بی هیچ حائلی تو را در آغوش بگیرد و ببیند که پسرش، بیست و شش ساله شده و دلاش غنج برود از اینکه تو را دارد، اما نمیتواند. فاصلهیی به اندازهی سی یک سال ظلمی که بر مردم سرزمینات رفته در میان است، خبری از تو نیست، وکیلات پریشان است و پدرت گریههایاش را فرو میخورد.
هیچ وقت در شادی سالروز تولدت سهمیم نبودم، حتا نمیدانستم چه روزی به دنیا آمدی، امسال اولین سال است که روز تولدت را دقیق میدانم، سالی که تو نیستی و تمام دوستانات برایات پیغام تبریک گذاشتند و آروزی آزادیات را دارند.سخت است، اما تحمل کن و تاب بیار این روزها را، تا وقتی که بتوانی سرت را بالا نگه داری و برای فرزدانمان بگویی که کینهی سردمدارانمان از آزادی، به چه اندازه است.
در انتظار روزی بزرگ هستم که تو را سربلند و استوار مانند همیشه، در جایگاه اصلیات و مشغول به کار اصلیات که همان نقد ناراستیهاست ببینم. علی عزیز، تولدت مبارک و امید که روزهای شادی در انتظارت باشد.
پینوشت:
۱.علی کلایی، وبلاگنویس و فعال حقوق بشر از بیست اردیبهشت ماه در زندان به سر میبرد و تنها یک تماس کوتاه با خانوادهی خود داشته است و از وضعیت وی خبری در دست نیست.
۲.نعمت احمدی: بازداشت علی کلایی را غیر قانونی میدانیم/ مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
۳٫ به جای آنکه در انتخابات گم شویم و فقط دستبند و شال سبز استفاده کنیم و به تخربی همدیگر بپردازیم، کمی هم به فکر یاران در بندمان باشیم.

