کودکیام که سراسر در خنده و شادی گذشت و کلاس موسیقی آنرا زینت میداد و پدر و مادری که قسم خورده بودند تا تمام استعدادهای مرا شکوفا کنند و مسافرتهای رنگین وو اتاقی زیبا، در مقابل چشمام رژه میرود وقتی کودکان کار را هر روز در گوشه و کنار شهرم مشاهده میکنم، با آن چشمانی که التماس میکنند محبت را، غذا را، لباس را و …
نمیتوانم بگویم درکتان میکنم،چون نکشیدهام دردی را که شما میکشید، چون نداشتهام حسرتی را که شما دارید. تصور اینکه کودکام را در سنین پایین، خودم به دست خودم به کار گیرم و یا او را برای کسب درآمد به دستانی بسپارم که از احساس نرم کودکی و رویاهای رنگیناش، هیچ نمیدانند، دیوانهام میکند. یا از آن بدتر، دیدن کودکانی که در پرورشگاهها هستند و مشخص نیست که در روز چند بار از خود سوال میکنند که چرا ما پدر و مادر نداریم؟ و اغلب همانها دچار بزهکاری میشوند و تا چشم باز میکنند در کانون اصلاح و تربیت هستند و یا گرفتار دست قاچاقچیانی که برای جان این کودکان، هیچ ارزشی قایل نیستند، دلام میسوزاند.
کاش زمانه قدری مهربانتر بود تا مادرانی که مهرشان به فرزند را نمیتوان کتمان کرد، کودکان خود را برای کسب درآمد به دست گردباد حوادث نمیدادند.
اهمیت قرار داشتن، دو هزار دخترک کار تهرانی در معرض تهدید جنسی و انگیزه نداشتن بهزیستی استان تهران برای ساماندهی کودکان خیابانی، کمتر از مباحث سیاسی و رد صلاحیت شدنهای کاندیداهای انتخاباتی رییس جمهوری و باخت ایران در مقابل عربستان و … نیست. بلکه از شاخههای مهم و تاثیرگذار حقوقبشر است که متاسفانه کمتر مورد توجه قرار میگیرد. نگاهی به آمار زیر، شاید ما را از خواب غفلتی که دچارش هستیم، بیدار کند.
دکتر فاطمه قاسم زاده، عضو هیأت علمى دانشگاه تهران تحقیقى درخصوص کودکان کار و خیابانى انجام داده است. وى مىگوید: “ ۹۲درصد کودکان خیابانى بین ۱۴ تا ۱۸ سال، در هرچهار زمینهی رشد جسمى، ذهنى، عاطفى واجتماعى دچار مشکلات فراوان هستند.” که بیشترین آسیبها و یا سهمگینترین خطرات را با درصد فراوانی آن در زیر میآوریم .”۸۹ درصد آنان از نظر رشد عاطفى و روانى دچار احساس کم ارزشى، ۵۸ درصد انتقامجویى وخصومت ، ۸۰ درصد بىاعتمادى به دیگران ، ۵۰ درصد بدبینى ومنفىگرایى ،۴۵درصد افسردهگى ، ۵۴ درصد اضطراب،۸۴ درصد احساس ناامنى و ترس و ۷۷ درصد داراى بحران هویت هستند.”
وى مىافزاید: براساس این تحقیق در زمینهی رشد اجتماعى، ۸۰ درصد این کودکان دچار پرخاشگرى وخشونت، ۳۷درصد دچار اعتیاد، ۵۰درصد آنان به سرقت ، ۴۱درصد خرید وفروش موادمخدر و ۸۵ درصد تخریب اموال عمومى مبادرت کرده واین درحالى است که۵۰ درصد آنان مورد سوءاستفاده جنسى قرار گرفتهاند. ۵۴ درصد آنان به حقوق دیگران بىتوجه بوده و در برقرارى ارتباط با دیگران مشکل داشته و ۵۵ درصد آنان تمایل به بزهکارى داشتهاند.
“بیش از ۸۰ درصد کودکان کار دچار مشکل کمخونى هستند. ۸۰درصد کاهش قد، ۸۶درصد کاهش وزن، ۷۷درصد بیمارىهاى دهان و دندان،۷۳درصد بیماریهاى چشمى ، ۶۱ درصد بیماریهاى دستگاه تنفسى، ۶۴درصد بیماریهاى قلب ، ۶۹ درصد بیماریهاى گوش وحلق وبینى، ۸۲ درصد بیماریهاى پوستى و ۶۰ درصد داراى بیماریهاى گوارشى بودهاند. ۵۶درصد از کودکان کار بىسواد بودهاند، ۳۲ درصد با کمبود حافظه، ۳۰درصد با مشکلات یادگیرى ، ۶۱درصد مشکلات گفتارى مواجه بودهاند و ۸۶ درصد نیز هیچ گونه مهارت وشغلى نداشتهاند.”
این پژوهش میزان دستمزد این کودکان را چنین ارزیابی میکند: ” میزان درآمد ماهانه ۱۱ درصد آنها ۳۰هزار تومان و کمتر، ۲۸درصد بین ۳۰ تا ۵۰هزار تومان، ۲۳ درصد ۵۰ تا ۸۰ هزارتومان ، ۱۶ درصد ۸۰ تا ۱۰۰هزارتومان و ۹ درصد بالاى ۱۰۰هزارتومان حقوق دریافت میکنند ” این پژوهش دربارهی ساعات کاری کودکان کار و خیابانی میافزاید : “۲۵ درصد کودکان کار بین ۴ تا ۶ ساعت کار مىکنند،۳۵ درصد بین ۶ تا ۱۰ ساعت ، ۲۴ درصد ۱۰ ساعت به بالا در روز کار مىکنند، ۸۳ درصد آنها با خانواده زندهگى مىکنند و ۵۴ درصد آنها درآمد خود را صرف خانواده مىکنند، ۵۶ درصد آنها پدر ومادر داشته واعضاى خانوادهی آنها بین ۵ تا ۸ نفر عنوان شده است.“

