Tag Archive | "درد دل"

Tags:

امروز دوبار در دل‌ام گریستم


1234

امروز دو بار در دل‌ام گریستم، اول برای مظلومیت زنی که در شهر و دیار خودش تنها است و تنها خواسته‌اش از خدا یک فرزند است، که خدا تا به امروز که او ۴۱ سال دارد، خواسته‌اش را برآورده نکرده. زنی که طبق قانون نانوشته‌یی باید مسئولیت تمام کارهای خانه را به دوش کشد و دم  نزند، زنی که دل‌اش به وسعت یک دریا است و برای‌ام به مانند مادر است، زنی که هر لحظه می‌گوید اگر تو از زنده‌گی‌ام بروی، تنهایی می‌میرم و من هراس لحظه‌یی را دارم که باید خداحافظی کنم. کسی که اگر خم به ابروی من یا مدیار ببیند، مریض می‌شود از غصه‌ی ما. زنی که جای بزرگی در قلب‌ام دارد و با زبان بی‌زبانی حرف‌های‌ام را به او می‌فهمانم و در آغوش‌اش تمام دلهره‌های‌ام زنگ می‌بازد…

و دوم برای مردی که بهانه‌ام برای نفس کشیدن است و هربار غم، تمام قلب‌ام را می‌گیرد، به دادم می‌رسد و من همه‌ی غصه‌ها را فراموش می‌‌کنم، مردی که  نمی‌توانم دوری‌اش را تحمل کنم و وقتی ذهن‌اش را پر از درد روزگار می‌بینم، کلافه می‌شوم از این‌که او همیشه در میان اشک‌های‌ام راه خنده‌یی برای‌ام باز می‌کند وغم‌ام را می‌گیرد و در دل‌اش پنهان می‌کند، تا دیگر به سراغ‌ام نیاید و مرا به گریه وادار نکند، اما دل‌اش سنگین می‌شود و به فکر می‌رود. مردی که سخت دوست‌اش دارم و به اندیشه‌اش ایمانی بی‌مثال دارم…

پی‌نوشت: دل‌ام یک تغییر بزرگ در زنده‌گی‌ می‌خواهد، این روزها به جز خبر بد چیزی نشنیده‌ام. دل‌ام روشنی روزهایی که تازه با مدیار آشنا شده بودم را می‌خواهد با همان احساس تعلق به مردی که دوست‌اش دارم و یک زنده‌گی‌ی رها، بدون دغدغه‌ی نان و مسئولیت زنده‌گی.

Posted in شخصیComments (8)

Tags: ,


به هر تار جان‌ام صد آواز هست
دریغا که دستی به مضراب نیست…
وقتی سازت کوک نیست، وقتی ضرب مضراب‌ات قوی نیست، وقتی استادت تو فکر پول درآوردنه، وقتی آخرش می‌فهمی که سازت رو اشتباه انتخاب کردی، می‌تونی شاد باشی؟

Posted in شخصیComments (0)

بلاگ‌چرخان

شبکه دوستان