آن روزی که با وجود دلایل زیاد برای رای ندادن، تصمیم به رای دادن آنهم به تغییر، گرفتم، آرزو کردم با انتخاب کسی که به او رای میدهم مبانی و اصول اشتباه جمهوری اسلامی تغییر کند و تکرار مکررات و تایید آنها نباشد. میدانستم کسی که به هر حال مورد تایید شورای نگهبان جمهوری اسلامی قرار گرفته، ریشه در همین نظام دارد اما جذب شعارهای زیبای آن شدم و تبلیغی شدم برای مهدی کروبی و تغییر، با آرزوی نداشتن زندانی سیاسی، رعایت حقوقبشر، نداشتن دانشجوی محروم از تحصیل، حقوق برابر زن و مرد و هزار آرزوی دیگر.
تا به امروز بیش از آنکه از عملکرد میرحسین موسوی راضی باشم از کروبی راضی ام اما این دلیل نمیشود که اشتباههای او و میرحسین موسوی را نادیده بگیرم فقط به این دلیل که عدهیی آنها را رهبران بیچون و چرای جنبش سبز انتخاب کردهاند و حرف آنها را مثل چشم و گوش بستهها فرمانبری میکنند. حتا زمانی که میرحسین موسوی بیانیه صادر میکند و سخنرانی ویدیویی انجام میدهد، با بسیاری از اصول فکری و سخناناش مخالف هستم، کسی که دوران آیتالله خمینی را دوران طلایی تاریخ معاصر ایران میداند و همیشه در حال نقل کردن خاطرات خود از آن دوران و از آیتالله خمینی است، کسی نیست که بتوانم به او اعتماد داشته باشم و رهبریام را به او بسپارم.
سخنان تند و بیپروای کروبی و افشاگریهایاش باعث شد تا نظر مثبتی نسبت به او پیدا کنم اما او هم معتقد به نظام است و بارها این را ذکر کرده با این تفاوت که میرحسین حرفی از اصلاح قانون اساسی (صریحا) نمیزند اما از زبان کروبی بارها این مورد را شنیدهام. حتا در یکی از فیلمهای تبلیغاتی مهدی کروبی اتفاق جالبی افتاد که کمتر کسی به آن توجه کرد، کروبی با حضور در منزل شخصی که فرزندش به دست جوانی کشته شده بود، رضایت خانواده را گرفت و آن جوان را از حکم اعدام نجات داد. این یعنی قدم مثبت و بزرگی که نشان از مخالفت او با چنین احکامی دارد. این اقدامی عملی و گامی مثبت در جهت رفع چنین احکامی در قانون جمهوری اسلامی بود که موسوی هیچگاه به طور عملی آنرا انجام نداده است.
مسالهیی که بحث روز و موضوع هر محفلی در این روزها شده است، پاره شدن عکس آیتالله خمینی است که دستاویزی برای دولت کودتا جهت تخریب جنبش سبز و بهانهیی برای آنانی است که جنبش سبز را ادامهی راه آیتالله خمینی میدانند و میخواهند در این میان نام او را بر سردر جنبش آویزان کنند، این در حالی است که بسیاری از افرادی که از نخستین ثانیههای شکلگیری جنبش سبز حضور داشتند، هیچگاه نمیخواستند و نمیخواهند که عکس آیتالله خمینی را بالا بگیرند. به دلیل اینکه عملکرد او را قبول ندارند.
اینکه رسانههای اصلاحطلب و آنهایی که حامیان چشم و گوش بستهی اصلاحطلبان و رهبران فکری آن هستند حالا عکس ایشان را به عنوان یکی از نمادها قرار دهند و از مردم بخواهند که چشمهایشان را به روی جنایتهای بزرگ دههی شصت و حکمهای تیرباران و اعدامهایی که به دستور مستقیم آیتالله خمینی صورت گرفت ببندند، بیانصافی است.
مردمی که از جانشان مایه گذاشتند تا در صفوف جنبش سبز باشند و هستهی اولیهی شکلگیری آن هستند، باید خودشان تصمیمگیری کنند، الان زمانی نیست که تنها به دلیل اینکه رای به فلان شخص دادند، اگر میبینند که آنها خلاف میلشان عکل میکنند، جانب آنها را بگیرند، شاید در روزهای آینده رهبرانی که برای جنبش سبز انتخاب کردهایم از ما بخواهند برای نشان دادن اینکه با اصل نظام مشکلی نداریم، بیاییم و کفنپوش از ولایت فقیه دفاع کنیم. آیا ما باید اینکار را انجام دهیم؟ حمایت از آیتالله خمینی کم از حمایت از ولایت فقیه این روزها نیست. حتا میتوانیم اینگونه نگاه کنیم که پایههای ظلمی که از وجود ولایت فقیه این روزها به ما روا میشود، بنیانگذاری داشته که آن هم آیتالله خمینی است.
من به شخصه با وجود اینکه اعتماد بسیار زیادی که به جنبش سبز دارم و با وجود اینکه آنرا قبول دارم به دلیل خودجوش بودن و مردمی بودن آن و به هزاران دلیل دیگر، اما حاضر به بالا نگهداشتن پرچم دفاع از آیتالله خمینی که به معنای قبول داشتن نظام جمهوری اسلامی است نیستم و آن را مسیری انحرافی در جنبش سبز میدانم که به بیراهه ختم میشود و اگر به بار نشیند فقط افسوس من و امثال مرا به دنبال خواهد داشت.
پیشنهاد من:
- مجوز گرفتن از دولت کودتا تایید آن نیست؟ از مدیار
- آیا به قدرت رسیدن خمینی اجتناب ناپذیر بود؟ از پوینده
- «فتحالمبین» اسم رمز انحطاط اخلاقی در حکومت دینی از لونا
- به جای فقه باید اخلاق را به عرصهی حکومت آورد از عبدالکریم سروش
- وکیل شبنم مددزاده: دادگاه قبل از محاکمه، تصمیم خطرناکاش را گرفته است
پینوشت:
اگر راهپیمایی از سوی کروبی و موسوی اعلام شود، از آن حمایت خواهم کرد اما نه به آن دلیلی که آنها راهپیمایی را راه میاندازند، بلکه برای حفظ یکپارچهگی جنبش سبز، اما از آن به نحو دیگری استفاده میکنم. مطمئنا حمایت من و امثال من از آیتالله خمینی نخواهد بود، بلکه میخواهیم از آن فرصت برای بروز عقاید خودمان استفاده کنیم.
شیدا جهانبین

اگر میرحسین موسوی رئیس جمهور میشد عزم ملیمان اینگونه جمع نمیشد برای اینکه کاری کنیم تا جمهوری اسلامی دیگر بر ما حکومت نکند. خیال همه راحت میشد که به خواستهی خود رسیدهاند، اما خبر نداشتند که این فرد هم مانند دیگران در جمهوری اسلامی به نظام معتقد است و برای حفظ آن کارهایی که به نظرش لازم میآید، انجام خواهد داد.