Posted on ۲۹ خرداد ۱۳۸۹
از وقتی خبر جریمهی خانمها در ایران به بهانهی گذاشتن عینک بالای سر و لاک ناخن و روشن بودن رنگ مو را خواندم، دائم به برخوردهایی که با خودم در ایران رخ داد فکر کردم.
هر وقت میخواستم مانتوی کوتاه یا رنگ روشن بخرم، ناخودآگاه به یاد ماشینهای گشت ارشاد میافتادم و این نمونهی آشکار نقض حقوقام در ایران بود. اما همیشه میخریدم، به خصوص از وقتی با مدیار دوست شدم و بعدتر ازدواج کردم، قرارمان بر این شد تا هیچ وقت مانتو و شال و در کل لباس تیره استفاده نکنم.
برای همین مانتوهای من کوتاه و رنگشان روشن بود و با همان مانتوها به محل کارم میرفتم و تا آنجایی که میشد، در خبرگزاریها مقاومت میکردم تا مقنعه به سر نکنم و با شال باشم اما آنجایی که نمیشد، باز هم از مقنعههایی با رنگ روشن استفاده میکردم.
مقابل در ورودی هر یک از خبرگزاریهایی که میرفتم، ماموران حراست حضور داشتند و سرِ صبح از سر تا پای هر خبرنگار را برانداز میکردند و در بیشتر مواقع تذکر میدادند، اما من و دوستانام آنها را جدی نمیگرفتیم و از آنجایی که فضای حاکم هم با ما یار بود، میتوانستیم به کارمان ادامه دهیم.
تا اینکه قرار شد در سرویس فرهنگی روزنامهی ایران، برای مدتی کار کنم. طبق معمول با همان لباسها اما با مقنعه وارد ساختمان شدم و حراست از من خواست تا بایستم و با سرویس فرهنگی هماهنگ کند تا من بتوانم وارد تحریریه بشوم. در همان موقع من خودم را با روزنامههایی که روی پیشخوان بود سرگرم کردم تا اینکه اجازه صادر شد و به تحریره رفتم. هنوز سلام و احوالپرسیام تمام نشده بود که یکی از بچههای قدیمی سرویس، که دوستام هم بود به من گفت، حراست تماس گرفته و خواسته که از فردا مانتوی بلند و تیره بپوشید و آرایش هم نداشته باشید.
من که آنقدر خودم را ساده آمادهی حضور در تحریریه روزنامه ایران کرده بودم و از این حرف حراست شوکه شده بودم، در آینه خودم را نگاه کردم و دیدم فقط خط چشم کمرنگی دارم که خودم هم با زحمت میتوانم متوجه آن شوم.
با اینکه پیش از آن هم به من ثابت شده بود که آدمهای حکومت چشمچرانترین افراد جامعهی ایرانی هستند، آن روز مطمئن شدم که آنها در برخورد با هر خانمی آنقدر در چهرهاش دقیق میشوند و او را برانداز میکنند که حتا از وجود یک خط باریک طوسی رنگ در پشت چشمان یک خانم هم باخبر میشوند.
تجربهی زن بودن در جامعهی ایران، تجربهی سختی است. به دلیل آنکه زنان در ایران با انواع و اقسام توهینها از جانب حکومت روبهرو میشوند و در بسیاری موارد مجبور به انجام کارهایی میشوند که هیچ تمایلی به آن ندارند که مهمترین نمونهی آن حجاب اجباری است. حجابی که به پوششی برای زنان حکومتی تبدیل شده تا زیر لوای آن هر کاری که میخواهند انجام دهند و در نهایت خواهر بسیجی خوانده شوند.
شیدا جهانبین
Posted on ۰۷ تیر ۱۳۸۷
فرهاد آییش، یکی از بازیگران توانای تئاتر و سینما است که البته او را بیشتر در عرصهی تئاتر دیدهایم، وی نخستین تجربهی بازی در فیلم سینمایی را در سال ۱۳۷۹ با فیلم “شبهای تهران” داشته است. آخرین فیلمی هم که از او روی پردههای سینما بود و به شیوهی جدیدی از طنز پرداخته بود، فیلم “در شهر خبری نیست، هست” بود.
آییش در آخرین کار تئاتریاش با نمایشی با عنوان “خانواده تت” به کارگردانی مائده طهماسبی (همسرش) همراه بود.
در حال حاضر مشغول به چه کاری هستید؟
در یکی از فیلمهای ۹۰ دقیقهای با عنوان “اتوبان” به کارگردانی سجاد آوینی مشغول به کار هستم که در حال حاضر مراحل فیلمبرداری خود را طی میکند.
در مورد این فیلم توضیح دهید.
فیلمبرداری این اثر در تهران صورت میگیرد و تمامی دست اندرکاران آن جوان و بسیار پرانرژی هستند، این فیلم در حقیقت نوعی نوآوری در سینمای ۹۰ دقیقهای محسوب میشود.
اگر یک کار سینمایی و یک کار تئاتری همزمان به شما پیشنهاد شود، کدامیک را انتخاب میکنید؟
همیشه در طول سال هم کار تئاتر و هم کار سینمایی پیشنهاد میشود، که برخی وقتها این اتفاق به صورت همزمان رخ میدهد و من با توجه به نوع کاری که پیشنهاد شده است، آنرا انتخاب می کنم.
به طور کلی بین سینما و تئاتر کدام یک را ترجیح میدهید؟
من جزو آن دسته از افرادی هستم که هم به سینما و هم به تئاتر علاقه مندم و با اینکه از خانوادهی تئاتر هستم و از آن طریق به سینما آمدهام، اما لزوما پرچم تئاتر در دستام نیست ، به گونهای که فقط تئاتر را انتخاب کنم.
در فیلمی نقش داشتهاید که هنوز پخش نشده باشد؟
بله . فیلمی سینمایی با عنوان “این خلوت تنهایی” به کارگردانی ابراهیمی فر و تهیه کنندهگی مرحوم حاجی باشی اثری است که در آن بازی کردهام و هنوز آمادهی اکران عمومی نشده است.
در زمینهی تئاتر اثری آمادهی اجرا دارید؟
حتما درصدد هستم با خانم مائده طهماسبی طی سال جاری کاری را انجام دهیم، اما هنوز چگونهگی آن و اینکه چه زمانی آماده شود، مشخص نیست.
اثری را به عنوان تله تئاتر در نظر ندارید؟
تئاتری با عنوان “هنر” به کارگردانی داوود رشیدی با بازی خود ایشان، بنده و سعید پورصمیمی اثری است که قرار است این روزها به صورت تله تئاتر از شبکه چهارم سیما پخش شود. هم چنین با توجه به پشنهادی که از سوی شبکهی چهار به من شده است، قصد دارم اثری را به صورت تله تئاتر برای این شبکه آماده کنم.
Posted on ۲۴ خرداد ۱۳۸۷
مصاحبههای کوتاهی که از این پس در وبلاگ کار میکنم، با نام گپ عصر در روزنامهی ایران عصر کار میشود، که البته متاسفانه به طور کامل، به همین شکل اولیهی خود نیست.

نادر برهانی مرند، کارگردان، بازیگر و نمایشنامه نویس، متولد ۱۳۴۹ در مرند و عضو گروه تئاتر معاصر است که آخرین کار او با نام مرغابی وحشی چندی پیش همراه با نمایش افرا بهرام بیضایی و ملاقات بانوی سالخوره به کارگردانی حمید سمندریان، اجرا و با استقبال خوبی روبهرو شد. وی همچنین موفق به کسب جوایز مختلفی در زمینهی کارگردانی و نمایشنامه نویسی شده است و دستی نیز در کارگردانی نمایشهای تلویزیونی دارد.
در حال حاضر مشغول به چه کاری هستید؟
فعلا کاری در دست ندارم اما ۳ نمایش نامهنوشتهام و امیدوارم بتوانم آنها را کار کنم، اما با توجه به اینکه هنوز از من درخواستی جهت مذاکره نشده است، نمیتوانم در مورد زمان اجرای آن صحبت کنم، در حقیقت نمیدانم امسال اجرا میشود یا نه.
نظر شما دربارهی برخورد با تئاتر چیست؟ آیا برخوردها رو به بهبود است؟
امیدوارم که چنین باشد ، ما اینرا میگوییم چون در ناامیدی بسی امید است و پایان شب سیه، سفید است. در حال حاضر فقط میتوان امیدوار بود.
تا کنون با نمیشنامههای شما چهگونه برخورد شده است؟
امسال که هنوز مذاکرهای انجام ندادهام اما در مورد اجرای نمایش مرغابی وحشی که سال گذشته انجام شد، تا کنون هیچ مبلغی از قرار داد را دریافت نکردهام، حسین پارسایی تنها مبلغی را به صورت علیالحساب به گروه پرداخت کرده است. همین مساله باعث شده تا من با یک سوال اصلی مواجه شوم که موسسه هنرهای معاصر چه میکند و چرا در مورد پرداخت قراردادها بیفکر است؟
به نمایشنامه نویسی بیشتر علاقهمندید یا کارگردانی؟
هر دو را بسیار دوست دارم اما چیزی که این میان مطرح است، این است که هر کارگردانی دوست دارد تا نمایشنامهی خودش را روی صحنه ببرد، برای من هیچ لذتی بالاتر از این نیست که نمایشنامههای خودم را اجرا کنم اما در شرایطی ناگزیر هستم تا این کار را انجام ندهم و مجبور باشم که متون دیگر را کار کنم.
به نظر شما جشنوارههای مختلف تئاتری چه کمکی به ارتقای سطح تئاتر در کشور میکند؟با توجه به اینکه کمتر جشنوارهی تئاتری هدفمندی داریم، اگر هزینههای برگزاری این جشنوارهها را صرف ساخت یک سالن تئاتری بی عیب و نقص کنیم که در شرایط کنونی بسیار کم است، در دراز مدت نتیجه بهتری خواهیم گرفت.