Tag Archive | "سینما"

Tags: , , , ,

با فیلم آواتار عاشق شوید


فیلم بسیار زیبای «آواتار» ساخته‌ی «جیمز کامرون» را در شرایطی دیدم که  صفحه‌ی نمایش‌دهنده‌ی فیلم به اندازه‌ی مانیتور لپ‌تاپ بود و هر ثانیه که از فیلم می‌گذشت، آرزو می‌کردیم که کاش آن‌را بر پرده‌ی سینما و آن هم با ویژه‌گی‌ی نمایش فیلم‌های سه‌بعدی می‌دیدیم.

«آواتار» روایت بی‌نظیری از به تصویر کشیدن دنیای دیگری است که مخاطب را از ابتدا تا انتهای داستانی نسبتا طولانی (۱۶۲ دقیقه) با خود همراه دارد، تقریبا هیچ‌ سکانس اضافی در این فیلم وجود ندارد و نمی‌توان گفت اگر فلان قسمت را نداشت به‌تر بود. فیلمی که مخاطب را هیجان زده می‌کند و او را با موجوداتی فرازمینی با فاکتورهایی که ما از انسانیت سراغ داریم نشان می‌دهد. ارتباط جمعی، پیشرفت، برقراری ارتباط با محیطی که در آن زنده‌گی می‌کنیم. همبسته‌گی، احترام و علاقه به محیط زیست، عشق و رسیدن به کمال همه و همه موضوعاتی  است که به زیبایی در این فیلم نمایان‌گر است.

فیلمی که مخاطب با شخصیت‌های فرازمینی ارتباط خاصی برقرار می‌کند تا جایی که حاضر است هم‌نوعان خودش را به خطر بیاندازد و آن‌ها را شکست خورده و کشته شده ببیند تا آن موجودات غول‌پیکر مهربان بتوانند در امنیت زنده‌گی کنند.

تجاوز به حریم بیگانه که از موضوعات مورد علاقه‌ی نوع بشر است باعث می‌شود تا موجودات جنگل و دریا و کوهستان در سیاره‌یی دیگر به خطر بیافتند و در این میان قهرمان داستان با اتکا به عشق می‌تواند به پیروزی برسد.

نکته‌ی جالبی که در این فیلم توجه‌ام را جلب کرد نشان دادن اعتقادات ( شاید بتوان گفت مذهبی) موجودات فرازمینی بود که باعث ایجاد نوعی رابطه‌ی خاص در بین اجتماع آن‌ها بود. اعتقادی که بر خلاف خرافه‌هایی که در دنیای واقعی با آن روبه‌رو هستیم آزار دهنده نیست و مخاطب را هم به آن معتقد می‌کند. نشان دادن لحظات روحانی در این فیلم از به‌ترین سکانس‌های آن‌ است. صحنه‌هایی که هر دین‌گریزی را هم معتقد می‌کند.

بسیاری از منتقدان معتقدند فیلم آواتار پس از تایتانیک توانست کامرون را در صدر فیلم‌سازان جهان قرار دهد و رویدادی جدید و خارق‌العاده در سینمای دنیا باشد. منتقد روزنامه‌ی تایمز لندن با دادن چهار ستاره به «آواتار» می‌نویسد: فناوری سه‌بعدی فیلم تماشاگران را درون خود غرق می‌کند، اما این تصاویر بانشاط و حیرت‌انگیز کامرون از دنیای دیگر است که همه‌ی ما را شگفت زده کرده است. «آواتار» یک فیلم بسیار باشکوه و تاثیرگذار است که مخاطبان را هیجان‌زده می‌کند.

روزنامه‌ی جنجالی سان هم در مطلبی می‌نویسد:«آواتار» فیلمی سه‌بعدی است که سال‌ها بعد مردم با تماشای آن خواهند فهمید چه‌گونه این فیلم سرنوشت سینما را تغییر داد. تنها عاملی که باعث می‌شود «آواتار» به اندازه‌ی «تایتانیک» نفروشد، کمبود سینماهای نمایش‌دهنده‌ی فیلم‌های سه‌بعدی در بسیاری از نقاط دنیا است.

این فیلم یکی از کاندیداهای جایزه‌ی گلدن گلوب ۲۰۱۰ نیز محسوب می‌شود که بسیاری آن‌را شایسته‌ی برگزیده شدن به عنوان به‌ترین فیلم می‌دانند.

شیدا جهان‌بین

Posted in سینماComments (1)

Tags: , , , , ,

زنانی که هر روز سنگسار می‌شوند


دیشب فیلم سنگسار ثریا. میم را دیدم. فیلمی که داستان‌اش برای من که در ایران زنده‌گی می‌کنم تکراری و برای آنانی که خارج از ایران هستند، وحشت مضاعفی ایجاد می‌کند. حکم ناعادلانه‌ی سنگسار برای زنی که گناه‌اش ثابت نشده و یا حتا ثابت شده، نشان از تحجر و بیماری ذهن و روح افرادی است که این حکم را (که حتا در قرآن نامی از آن برده نشده) علم کرده‌اند تا جهل خودشان را به نمایش بگذارند.

به اعتقاد خیلی از ایرانیان این فیلم غلو شده است و مردم ایران را خبیث نشان می‌دهد، حتا در نقدی خواندم که گفته شده: در این فیلم به جز خاله‌ی فداکار و انگلیسی‌دان که یک تنه نمایش‌گر «بخش بسیار محدود و کوچک روشن‌فکران ایران» است بقیه مردم شقی، فاسد، ابله و در بهترین شکل عقب مانده هستند.

soraya_poster_hi-21به نظر من کسی که این نقد را نوشته فیلم را با دقت نگاه نکرده است، در این فیلم تنها پسرها و مردها سنگ به دست گرفته و آماده‌ی سنگ‌سار کردن بودند و زنان این روستا را با آگاهی بیش‌تری نشان می‌داد. ضمن این‌که در روستاهای عقب افتاده‌ی ایران این اتفاق‌ها رخ می‌دهد. دلیلی ندارد برای این‌که با چشم خودمان آن‌را ندیده‌ایم تکذیب کنیم. این نکته را هم باید اضافه کنم که در روستاهای دور افتاده‌ی ایران این احکام و امثال این‌ها، نه تنها به دلیل اعتقادات دینی که به دلیل پیوند آن با خرافات و عقاید سنتی اهالی اجرا می‌شود.

من پنج سال پیش به دلیل گذراندن طرح پزشکی یکی از نزدیکان‌ام که در روستایی به نام «پیرتاج» در نزدکی بیجار کردستان بود، مدتی را در این روستا ماندم. روستایی که تا آن زمان هیچ دختر تهرانی را به خود ندیده بود و به همین دلیل من و خواهرم را برای تمام مراسم مهم‌شان دعوت می‌کردند. من هم از آن‌جایی که به سرعت با اطرافیان‌ام ارتباط برقرار می‌کنم، با دختران و پسرهای روستا دوست شدم. آن‌ها را دعوت می‌کردم و برای‌شان تار می‌زدم، آرایش‌شان می‌کردم و آن‌ها از صمیم قلب خوش‌حال می‌شدند.

یک روز که تمام دخترها را جمع کردم، لاک‌های رنگی ناخن‌ام را آماده کردم و آن‌ها رنگ لاک را انتخاب کردند و من برای‌شان به ناخن‌های‌شان زدم. همه‌گی خوش‌حال بودند که دست‌های‌شان زیباتر شده. غروب بود و همه به خانه‌های‌شان رفتند.

فردای آن روز دیدم تعداد زیادی از آن‌ها با سر و صورت زخمی و بدن کبود آمدند و گفتند لاک‌های‌مان را پاک کن، وقتی پدر و برادران‌مان این‌ها را به روی دست‌مان دیدن کتک‌مان زدند و گفتند هر که این‌کار را کرده باید آن‌را پاک کند!

من متعجب بودم و دلیل آن‌را نمی‌فهمیدم، اما برای‌شان پاک کردم. آن‌ها تا آن روز لاک ندیده بودند، آ‌ن‌ها فرش خانه‌های گلی‌شان، چادر شب‌های پاره بود و غذای عروسی‌های‌شان چربی گوشت و آب در دیگی بزرگ بود که به هر نفر یک کاسه می‌رسید. پسری در آن روستا برای این‌که مادر پیرش با ازدواج‌اش مخالف بود، مادر را در کوره‌ی نان پزی انداخته بود و قصد روشن کردن آن‌را داشت و می‌گفت اگر رضایت ندهی می‌سوزانم‌ات!

به نظر شما اگر خبری مثل خبر ثریا در این روستا می‌پیچید مردان این روستا چه می‌کردند؟ بی‌گمان بلایی که بر سر ثریا آمد، بر سر زنان این روستا هم می‌آمد. سنگ‌سار حد اعلای خشونت علیه زن است اما چه بسیار است خشونت‌هایی که به سنگ‌سار منتهی نمی‌شود اما غم و رنج تحمل آن کم‌تر از ضربات سنگ بر سر یک زن نیست.

به نظرم روایت این فیلم، داستانی است که هر روز در شکل‌های گوناگون بر سر زنان ایران می‌آید. اگر این زنان در جوامع دورافتاده‌تر و سنتی‌تری باشند، شکل خشونت تغییر می‌کند و چه بسا شدیدتر هم می‌شود.

سنگ‌هایی که توسط مردان بر سر ثریا فرود می‌آمد نه از روی پیاده کردن اسلام و عمل به فرامین الهی! که از روی کینه‌ بود و دلایل آن‌هم مختلف. همسرش به خاطر هوس و از بین رفتن سد راه‌اش برای ازدواج با دختری چهارده‌ ساله سنگ بر سر ثریا می‌زد، روحانی روستا از این جهت سنگ می‌زد که ثریا او را به کام نرسانده بود، پسرهای‌اش از آن جهت سنگ می‌زدند که آینده‌یی رنگی در شهر و در کنار پدر جلوی چشم‌شان بود، مردان دیگر هم هر کدام با دلایلی، مثل این‌که به همسران‌شان نشان دهند که اگر مرتکب چنین رفتارهایی شوند، همین اتفاق برای‌شان خواهد افتاد و …

اما نکته‌ی جالب آن این بود که، دیدن این فیلم در این حال و روز ایران برای‌ام آشنا بود. آن‌‌جایی که روحانی روستا حکم سنگ‌سار را اجرا کرده بود و بعد نوارهای خبرنگار فرانسوی را پاره می‌کرد، آن‌جایی که با اطمینان در جواب خبرنگار فرانسوی که می‌گفت از شما شکایت می‌کنم، می‌گفت هر غلطی دل‌ات می‌خواهد بکن، آن‌جایی که با عقل کوچک خود فکر می‌کرد این خبر از روستا فراتر نمی‌رود اما یک صدای ضبط شده آن‌را به گوش دنیا رساند و … وجوه اشتراک فیلم با حال و هوای این روزها در ایران است که دولت کودتا خبرنگاران خارجی را از صحنه حذف می‌کند اما مردم صدای مظلومیت‌شان را به گوش دنیا می‌رسانند.

لحظه‌های سنگ‌سار شدن ثریا از دردناک‌ترین لحظه‌هایی بود که به چشم می‌دیدم و با این حال پیش‌نهاد می‌کنم که شما هم این فیلم را ببینید و نظرتان را بگویید.

در این میان:

پیش‌نهاد من:

شیدا جهان‌بین

Posted in سینماComments (1)

Tags: , , , ,

فیلم «کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره» درک صحیحی است از موسیقی زیرزمینی


persian catsفیلم نیمه مستند«کسی از گربه‌های ایرانی خبر نداره» را با توجه به اعلام کارگردان مبنی بر پخش کردن آن در اینترنت و مشاهده‌ی آن به صورت رایگان توانستم ببینم، فیلمی که با بازی بسیار خوب حامد بهداد عجین شده بود و از درد جوانانی که در آرزوی گرفتن مجوز و اجرای کنسرت ساعت‌ها انتظار می‌کشند، حرف می‌زد.

تا از نزدیک بچه‌هایی که عاشق موزیک هستند را ندیده باشید نمی‌توانید تصویر درستی از این فیلم داشته باشید، بچه‌هایی که شب و روزشان با موسیقی می‌گذرد و استعدادهای نابی هستند که نادیده گرفته می‌شوند. آن‌هایی که تنها به دلیل این‌که از سازهای سنتی ایرانی استفاده نمی‌کنند و طرز خواندن‌شان مانند فلان خواننده‌ی سنتی‌خوان نیست، از اجراها حذف می‌شوند، در جشنواره‌های موسیقی ایرانی جایی برای آن‌ها نیست و اگر آن‌ها را پیدا کنند دستگیر می‌شوند.

فیلم توانسته بود به نقاط درستی از درد و مشکلات آن‌ها دست بگذارد، آن‌جایی که از پسرک کوچک همسایه می‌گفتند که تفریح‌اش تماس با ۱۱۰ شده برای لو دادن محل تمرین یک گروه موسیقی، می‌خندیدند اما غرورشان زیر پا گذاشته شده بود، آن‌جایی که حاضر بودند برای تمرین در گاوداری حاضر شوند و بوی بد آن‌جا را تحمل کنند، نشان دهنده‌ی عشق این بچه‌ها به موسیقی بود که اگر برای این استعداد و عشق سرمایه‌گذاری می‌شد می‌توانستند آثار جدیدی را وارد بازار موسیقی ایران و حتا دنیا کنند، اما از آن‌جایی که در جمهوری اسلامی همه چیز با معیار دین و نگاه اسلامی و قواعد سنتی سنجیده می‌شود، جایی برای فعالیت جوانانی که از قواعد دست و پا گیر این‌گونه تفکرات خسته شده‌اند باقی نمی‌ماند و تصمیم می‌گیرند تمام هستی و نیستی خودشان را برای گرفتن یک پاسپورت و یا ویزای جعلی بگذارند تا بتوانند با خیال راحت در جشنواره‌های خارجی شرکت کنند، که در این میان جان‌شان هم کف دست‌شان است و چه بلاهایی که بر سرشان نمی‌آید.

تعداد جوانانی که به خاطر خواندن رپ‌های اعتراضی و عضویت در گروه‌های موسیقی در زندان گرفتار شده‌اند کم نیست، اما آمار دقیق هم از آن در دست نیست، تعدادی از آن‌ها مانند هر قشر معترض دیگری، مجبور به ترک ایران شده‌اند اما برخی‌شان هم‌چنان در ایران هستند و فعالیت می‌کنند و آثار خودشان را به صورت زیرزمینی عرضه می‌کنند. بعد از شنیدن آثارشان همیشه متعجب می‌شوم که چه‌گونه با امکانات کم و نداشتن محل تمرین مناسب و مجهز نبودن استودیوها توانسته‌اند کارهایی به این تمیزی ارائه دهند، که البته این ناشی از استعداد ذاتی و هوش سرشار این جوانان ایرانی است.

دیدن این فیلم بی‌شک برای‌تان جالب خواهد بود، ضمن تشکر از بهمن قبادی عزیز برای تهیه و انتشار این فیلم زیبا، لینک تماشای این فیلم را برای‌تان می‌گذارم که شما هم بتوانید با قصه‌ی درد این فیلم همراه شوید.

در این میان:

پیش‌نهاد من:

پی‌نوشت:

یکی از دوستان نازنین‌ام در توییتر، متن پست قبلی مرا به زبان فرانسه ترجمه کرده است. از او و دوستان دیگرم که همیشه در پی نشر اخبار ایران در توییتر و شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند بی‌نهایت سپاس‌گزارم.

شیدا جهان‌بین

Posted in سینماComments (0)

Tags: , , ,

محمدرضا گلزار یا روح الله علفزار؟


سید ابراهیم نبوی :در راستای اینکه محمد رضا گلزار ممنوع التصویر شده است، دلایل این اتفاق نه چندان غیرطبیعی به عرض حضار می رسد.اسمش محمدرضا است، اگر ” روح الله” بود ممنوع التصویر نمی شد.
نام خانوادگی اش ” گلزار” است، اگر نام خانوادگی اش ” علفزار” بود ممنوع التصویر نمی شد.
شغلش بازیگری است و زنده است، اگر بازیگر بود و مثل مرحوم شکیبایی مرده بود نه تنها ممنوع التصویر نمی شد، بلکه رئیس جمهور هم برایش پیام می داد.
شغل دیگرش خوانندگی برای گروه آریان بوده، در حالی که اگر شغلش رانندگی برای گروه آبادگران بود، الآن وزیر هم شده بود.
خوش قیافه است و طبیعی است که ممنوع التصویر بشود، اگر بی ریخت بود الآن هم رئیس جمهور بود و هم واجب التصویر.
آدم محبوبی است و تعداد زیادی دوستش دارند، همین بزرگترین جرم است، اگر مثل ” حسینیان” بدنام بود، الآن نماینده مجلس بود و همه جا تصویرش پخش می شد.
خوش صداست و همین خودش جرم است، اگر بدصدا بود الآن مثل جنتی امام جمعه تهران شده بود و هفته ای یک ساعت ناله هایش را مردم می شنیدند و تصویرش را می دیدند.
چون با پلیس امارات درگیر شده است، ممنوع التصویرش کرده اند، در حالی که اگر مثل ” بیژن نوباوه” با پلیس آمریکا درگیر شده بود، الآن نماینده تهران در مجلس بود.
گفته شده است که درخواست دستمزد بالایی کرده است، وی متهم است که قصد داشته بیست میلیون تومان دستمزد بگیرد، در حالی که اگر درخواست دستمزد بالایی نکرده بود و مجانی کار می کرد، الآن مثل رئیس جمهور سالی ۱۰۰ میلیارد تومان تنخواه گردان دستش بود و به جای اینکه به دبی برود، سالی یک بار به نیویورک می رفت.
در فیلم ” آتش بس” و ” بوتیک” بازی کرده است و به همین دلیل ممنوع التصویر شده است، در حالی که اگر در فیلم ” ما می جنگیم” و ” قبرستان” بازی کرده بود، الآن جایزه بهترین بازیگر سال را هم گرفته بود.
او متهم است که در یکی از فیلمهایش عاشق یک دختر دانشجو شده است، در حالی که اگر به جای اینکه عاشق او بشود، به او تجاوز می کرد، الآن هم معاون دانشگاه بود و هم احتمالا مدیرکل وزارت کشور شده بود و هم ممنوع التصویر نشده بود.
نامبرده متهم است که در فیلم ” بالای شهر و پائین شهر” بازی کرده است، در حالی که اگر فقط در فیلم ” پائین شهر” بازی کرده بود، الآن وزیر ارشاد بود و به جای اینکه ممنوع التصویر بشود، ممنوع التصویر می کرد.
نتیجه گیری اخلاقی: آدم که خوش تیپ باشد، یا ممنوع التصویر می شود، یا تصویرش را می گیرند و مثل باطبی چاپ می کنند و می رود زندان.

Posted in سینماComments (0)

Tags: ,

محسن مخملباف :حاضرم به خودم نارنجک بسته و مهرجویى را بغل کرده و با هم به آن دنیا برویم


روزنامه‌ی جوان : مطلبى که در زیر مشاهده خواهید کرد شاید براى خیلى ها تکرارى باشد ولیکن یک نکته مهم در آن و آن اینکه تب تند زودگذر است! حکایت از این قرار است سال ۱۳۶۶ پس از اکران فیلم اجاره نشین ها به کارگردانى داریوش مهرجویى، محسن مخملباف که آن زمان با تندروى هاى خود جزو سینماگران انقلابى آن دوران دسته بندى مى شد با فیلم هایى نظیر استعاذه، توبه نصوح، عروسى خوبان و… در نامه اى به سید محمد بهشتى مسوول وقت سینماى ایران خواستار برخورد با مهرجویى و اجاره نشین ها مى شود. زمان گذشت و گذشت تا رسیدیم به دوران حاضر و مخملباف چهره انقلابى و تندرو سینماى ایران در آن دوران از توبه نصوح رسید به جنسیت و فلسفه! خواندن این نامه و پاسخ سید محمد بهشتى به آن به عنوان یک سند تاریخى و مقایسه نامه با شرایط امروز نگارنده آن نکات مهمى را به ذهن هر خواننده اى متبادر مى کند.
بسمه تعالى
برادر بهشتى، سلام.
خسته نباشید.
انصاف حکم مى کند که تلاش شما را در جهت رشد کمى سینما بستایم. اجرکم على الله؛ اما وجود فیلم هایى چون اجاره نشین ها را به چه حسابى بگذارم. بى دقتى شما؟، بى اعتقادى شما؟ در صورت آخر اعتماد پاک مهندس موسوى را به شما نمى توانم ندیده بگیرم. برادر عزیز از شما خیلى خوبى مى گویند. خیلى ها مى گویند دو سه سال پیش در محضر مهندس مرا امر به ثواب کردید، یادتان هست؟ پس من باب ثواب مى گویم؛ حاجى واشنگتن را که گردن نگرفتید، اجاره نشین ها به گردن چه کسى است؟ اگر فیلم را ندیده اید، ببینید. اگر دیده اید یک بار دیگر ببینید. شما را به همان حضرت اباالفضل (ع) تکلیف کسى چون من با شما چیست؟ ارج گذارى تان به جنگ را باور کنم یا اغماض تان را در مورد امثال اجاره نشین ها، امیدوارم که همچنان ما را متحجر ندانید که مثلا به هنر تبلیغاتى و سفارشى معتقدیم یا با انتقاد مخالفیم. اما انتقاد در چارچوب انقلاب و اسلام یا هجو اصل اسلام و انقلاب؟ توهین مى شود اگر بگویم فیلم دیدن بلد نیستید. مى توانید بنشینید با هم اجاره نشین ها را ببینیم. من باب ثواب گفتم، گناه که نکرده ام؟ واقع قضیه این است که دو ساعت پیش که فیلم را دیدم حاضر بودم به خودم نارنجک ببندم و مهرجویى را بغل کنم و با هم به آن دنیا برویم. اما یک ربع پیش که با قرآن استخاره کردم خوب آمد که به شما بگویم و نه به کس دیگر. اداى وظیفه کردم؛ ثواب یا گناه؛ آخرت خودتان را به دنیاى دیگران نفروشید. محسن مخملباف پاسخ بهشتى به مخملباف بسمه تعالى هنرمند گرامى برادر مخملبافبا سلام نامه پرمطلب و موجز و برادرانه شما را خواندم. از اظهار لطف شما برادر گرامى سپاسگزارم. به دلیل اشتغالات مربوط به جشنواره متاسفانه هنوز موفق به دیدن بسیارى از فیلم ها نشده ام. در مورد فیلم اجاره نشین ها با نظراتى که تا به حال از جانب برادران مسلمان و مطلع به سینما شنیده ام عموما آن را فیلمى متوسط در سطح برنامه هاى انتقادى تلویزیون دیده اند و البته با ساختى سینمایى. بسیار خوشحال مى شوم اگر نظرتان را مشروح تر بدانم. امیدوارم هر چه زودتر موفق به دیدن این فیلم و فیلم هاى دیگر جشنواره بشوم و همچنین از نظر مشروح شما نیز راجع به این فیلم و احیانا فیلم هاى دیگر امسال مطلع گردم. با تشکر مجدد از عنایت شما و با امید به توفیق شما در راه خدمت به اسلام و مسلمین.
سیدمحمد بهشتى
نقل از کتاب: تاریخ سینماى ایران،نوشته جمال امید، جلد دوم، صفحه ۵۴۷

Posted in سینماComments (0)

Tags: , ,

مجید مجیدی و آقاشون…


مجیدی: به تلویزیون اعتراض کردم که چرا این‌قدر تصویروصحبت‌های آقای خامنه ای را پخش می‌کنند
جام جم آنلاین: «مجید مجیدی» کارگردان صاحب‌نام سینمای ایران در گفت‌ وگو با «جام جم» از وضعیت مدیریت عرصه‌ی هنری و سینمایی کشور در سال‌های پس از انقلاب اسلامی به شدت انتقاد کرد و اظهارداشت: «متاسفانه، در طول این سال‌ها، متولیان خیلی درست و درمانی در عرصه‌ی هنر نداشته‌ایم و بیش‌تر سلیقه‌های شخصی افراد اعمال شده است».
مجیدی که با ویژه نامه‌ی «تداوم آفتاب» روزنامه‌ی جام جم سخن می‌گفت، این وضعیت را نتیجه‌ی دوری از روح انقلاب و کم‌توجهی به دغدغه‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای ، مقام معظم رهبری در باره‌ی هنر و سینما دانست. وی تاکید کرد:”به اعتقاد ایشان، سینما می‌تواند تجلی‌گاه ارزش‌های والای انسانی باشد… اما اگر آقا انتظار دارند در سینمای دفاع مقدس، ارزش‌های والای انقلاب و دفاع مردم ایران به تصویر کشیده شود، منظورشان صورت فیزیکی جنگ نیست …. بلکه باید روح بزرگ و متعالی دفاع مردم ما در سینما تجلی یابد.”
ادامه مطلب را این‌جا بخوانید.

به گمان‌ام مجیدی قصد داره این‌بار کاندیدای ریاست جمهوری بشه ولی روش نمی‌شه مستقیم بگه…

Posted in سینماComments (0)

Tags: , , , ,

اگر برای دولت‌مردان مشکلی نباشد، قلب سیمرغ را اکران خواهم کرد


وحید نصیریان متولد ۱۳۵۰ در اهر است که پس از فارغ التحصیلی از دانش‌گاه هنرهای زیبای شهر تبریز فعالیت‌های هنری خود را با برگزاری نمایش‌گاه‌های مختلف نقاشی در شهر تبریز و از سال ۱۳۷۴ فیلم‌سازی انیمیشن را در کانون پرورش فکری کودک ونوجوان آغاز کرد.
وی تاکنون حدود ۱۴۰ دقیقه انیمیشن برای تلویزیون ساخته وهم‌چنین حدود ۱۲ جلد کتاب را برای گروه سنی کودک و نوجوان تصویر سازی کرده است.

با توجه به این که حدود ۲۶ ماه است که روی پرو‍ژه‌ی انیمیشن قلب سیمرغ مشغول به کار هستید، این اثر هم اکنون در چه مرحله‌ای قرار دارد؟
همان‌طور که اشاره کردید حدود ۲ سال و نیم است که از ساخت این اثر انیمیشن سینمایی می‌گذرد و قرار است اگر مشکلی ایجاد نشود و از نظر دولت‌مردان مشکلی نباشد، در خرداد ماه سال آینده این پروژه تمام و آماده پخش شود. به این ترتیب هنوز به پایان نرسیده است. قرار است به ۹۰ دقیقه برسد، قطعا کمتر از ۹۰ دقیقه نیست اما امکان دارد بیش‌تر نیز باشد.
از نظر شما مشکل عمده‌ی انیماتورها چیست؟
به نظر من، از آن‌جایی که هنرمندان در ایران به علایق خود دست‌رسی پیدا نمی‌کنند، امید چیزی است که در دل آن‌ها کم تر به چشم می‌خورد. اگر مدیریت‌ها در این رشته‌ی هنری ثابت شود و مدام در زمانی که یک مدیر در حال خدمت‌رسانی واقعی به هنرمندان آن رشته است، جابجایی در امر مدیریت نداشته باشیم، بسیاری از مشکلات قابل حل است، چون در هر زمینه‌ای اگر پول و مدیریتی آگاه وجود داشته باشد، با رشد کافی روبرو خواهیم بود.
تاثیر گرفتن از تکنولوژی به چه میزان به انیماتورها کمک می‌کند؟
در درجه‌ی نخست، باید از لحاظ مالی تامین بود،‌ چون پول کافی در اختیار هنرمندان و مسئولین باشد، به دنبال خود تکنولوژی را نیز به هم‌راه دارد، هرگاه تکنولوژی بالاتری وجود داشته باشد، آثار به‌تری خلق خواهد شد، امکانات در ایران در مقایسه با کشورهای دیگر صفر است، اما در این شرایط فعلی نیز اگر امکاناتی در اختیار ما قرار گیرد، باید آن الگوها را با فرهنگ‌مان تطبیق دهیم و فرهنگ استفاده از آن‌را نیز بیاموزیم تا بتوانیم استفاده‌ی بهینه از آن داشته باشیم.
انیمیشن “قلب سیمرغ” به چه موضوعی می‌پردازد؟
به طور کلی، داستان با جنگ‌های اتمی شروع می‌شود، و آینده را به تصویر می‌کشد. سیر کلی داستان در آینده اتفاق می‌افتد و در حقیقت به نوعی، ژانر آخرالزمان است.پس از نشان دادن جنگ‌های اتمی، رجعتی به گذشته دارد که چه عواملی باعث شد تا آینده خونین شود و در نهایت توسط اسطوره‌های قدیمی ایران و کمک آن‌ها جهان از حالت سنگی خارج می‌شود.
غیر از ساخت این پروژه‌ی انیمیشن مشغول به چه کاری هستید؟
در زمینه‌ی ساخت انیمیشن کاری انجام نمی‌دهم، اما هم‌چنان مشغول نقاشی و تصویرسازی هستم.
در زمینه‌ی تصویرسازی داستان به صورت کتاب مشغول به چه کاری هستید؟
هم اکنون با انتشارات مهاجر، مشغول به تصویر سازی داستان‌های شاهنامه در ۸۰ جلد هستم که تا کنون کار ۲۷ جلد آن به پایان رسیده است.
درساخت انیمیشن‌های خودتان از چه داستان‌هایی پیروی می‌کنید؟
داستان‌های ایرانی همیشه کمک بسیار زیادی به هنرمندان می‌کند اما من در ساخته‌های انیمیشن خودم که به صورت کوتاه بوده از فضاهای شخصی و رویاگونه استفاده کرده‌ام و به صورت بازتر و آزادتری عمل کرده‌ام. به دلیل این‌که آن آثار مربوط به جشنواره‌ها می‌شد و به صورت بلند سینمایی و تلویزیونی نبود.اما در ساخت سینمایی این گونه رفتار نکردم.

Posted in مصاحبهComments (0)

Tags: , , , ,

همیشه پرچم تئاتر در دستان‌ام نیست


فرهاد آییش، یکی از بازی‌گران توانای تئاتر و سینما است که البته او را بیش‌تر در عرصه‌ی تئاتر دیده‌ایم، وی نخستین تجربه‌ی بازی در فیلم سینمایی را در سال ۱۳۷۹ با فیلم “شب‌های تهران” داشته است. آخرین فیلمی هم که از او روی پرده‌های سینما بود و به شیوه‌ی جدیدی از طنز پرداخته بود، فیلم “در شهر خبری نیست، هست” بود.
آییش در آخرین کار تئاتری‌اش با نمایشی با عنوان “خانواده تت” به کارگردانی مائده طهماسبی (همسرش) هم‌راه بود.
در حال حاضر مشغول به چه کاری هستید؟
در یکی از فیلم‌های ۹۰ دقیقه‌ای با عنوان “اتوبان” به کارگردانی سجاد آوینی مشغول به کار هستم که در حال حاضر مراحل فیلم‌برداری خود را طی می‌کند.
در مورد این فیلم توضیح دهید.
فیلم‌برداری این اثر در تهران صورت می‌گیرد و تمامی دست اندرکاران آن جوان و بسیار پرانرژی هستند، این فیلم در حقیقت نوعی نوآوری در سینمای ۹۰ دقیقه‌ای محسوب می‌شود.
اگر یک کار سینمایی و یک کار تئاتری هم‌زمان به شما پیش‌نهاد شود، کدام‌یک را انتخاب می‌کنید؟
همیشه در طول سال هم کار تئاتر و هم کار سینمایی پیش‌نهاد می‌شود، که برخی وقت‌ها این اتفاق به صورت هم‌زمان رخ می‌دهد و من با توجه به نوع کاری که پیش‌نهاد شده است، آن‌را انتخاب می کنم.
به طور کلی بین سینما و تئاتر کدام یک را ترجیح می‌دهید؟
من جزو آن دسته از افرادی هستم که هم به سینما و هم به تئاتر علاقه مندم و با این‌که از خانواده‌ی تئاتر هستم و از آن طریق به سینما آمده‌ام، اما لزوما پرچم تئاتر در دست‌ام نیست ، به گونه‌ای که فقط تئاتر را انتخاب کنم.
در فیلمی نقش داشته‌اید که هنوز پخش نشده باشد؟
بله . فیلمی سینمایی با عنوان “این خلوت تنهایی” به کارگردانی ابراهیمی فر و تهیه کننده‌گی مرحوم حاجی باشی اثری است که در آن بازی کرده‌ام و هنوز آماده‌ی اکران عمومی نشده است.
در زمینه‌ی تئاتر اثری آماده‌ی اجرا دارید؟
حتما درصدد هستم با خانم مائده طهماسبی طی سال جاری کاری را انجام دهیم، اما هنوز چگونه‌گی آن و این‌که چه زمانی آماده شود، مشخص نیست.
اثری را به عنوان تله تئاتر در نظر ندارید؟
تئاتری با عنوان “هنر” به کارگردانی داوود رشیدی با بازی خود ایشان، بنده و سعید پورصمیمی اثری است که قرار است این روزها به صورت تله تئاتر از شبکه چهارم سیما پخش شود. هم چنین با توجه به پش‌نهادی که از سوی شبکه‌ی چهار به من شده است، قصد دارم اثری را به صورت تله تئاتر برای این شبکه آماده کنم.

Posted in مصاحبهComments (0)

  • اشتراک
  • آخرین نوشته‌ها
  • نظرات
  • برچسب‌ها

بلاگ‌چرخان

شبکه دوستان