فیلم زیبای «قضیه شکل اول، شکل دوم» اولین فیلم به کارگردانی «عباس کیارستمی» را پس از مدت زمانی که از اکران آن پس از سی سال در اینترنت میگذشت، شب پیش دیدم. مثل دیگر ساختههای کیارستمی، این فیلم را هم بینظیر میدانم. موضوعی که به آن پرداخته شده، بسیار ناب و در آن زمان و حتا حالا پس از گذشت سیسال، موضوعی قابل بحث است. استفادهی او از افرادی که در این فیلم مورد مصاحبه قرار گرفتهاند نیز جالب است، او سعی کرده از اقشار مختلف جامعهی زمان خودش برگزیدههایی را انتخاب کند و مساله را با آنها در میان گذارد و نظر آنها را بداند. نظری که تا حدود بسیار زیادی مبنای فکری هر شخص را نشان میدهد.
هفت پسر دبیرستانی از کلاس درس اخراج میشوند. معلم تهدیدشان میکند که اگر اسم کسی را که با صدای ضربِ مداد روی میز، نظمِ کلاس را بر هم میزده به او نگویند، یک هفته از حضور در کلاس درس منع خواهند شد. کات. گفتوگو با دهها نفر از مطرحترین سیاستمداران و روشنفکران دوران انقلاب دربارهی اینکه راه حل صحیح اخلاقی برای این مسئله چیست موضوع این فیلم را تشکیل میدهد.
در این میان، پاسخهای زندهیاد نادر ابراهیمی بیشتر از دیگران به دلام نشست و کاملا توانستم ببینم نادر ابراهیمی سال ۱۳۵۸ دارای افکاری هدفمند و استوار بر اصول اخلاقی است که همین سرچشمهی آثار بینظیرش شده است. با خودم گفتم، عشقام به نوشتههای نادر ابراهیمی بیهوده نبوده، این مرد بزرگ ایدئولوژی و افکار زیبا و لطیف و هدفمندی را دنبال میکرده.
بیش از همه سخنان صادق خلخالی برایام جالب بود که اصرار بر اتحاد بچهها داشت و معتقد بود که باید وحدت بچهها حفظ شود و تا آخرین لحظه در کنار هم بمانند، این در حالی است که او در همان سال و سالهای پس از آن، دستاش به خون تعداد زیادی آلوده شد، به خون انسانهایی که خود او چنین چیزی از آنها میخواست و بر خلاف سخناناش در این فیلم، تقاضای همکاری با نظام را از آنها داشت و در صورت همکاری نکردن برای آنها حکم اعدام صادر میکرد. ابتدا با شنیدن نظراتاش در مورد موضوع این فیلم، احساس کردم تصویر او را اشتباه حدس زدهام، چون نظراتاش را مغایر با رفتارش دیدم، تا زمانی که زیرنویس فیلم تایید کرد که او همان فردی است که اعدامهایی صادر شده از او، جنجالهای زیادی را به دنبال داشت.
کمال خرازی، صادق قطبزاده، ابراهیم یزدی، نورالدین کیانوری، عبدالکریم لاهیجی، عزت الله انتظامی، مسعود کیمیایی، کمال خرازی و دیگرانی که در این فیلم حضور داشتند و هر کدام بازگو کنندهی اعتقادات گروهی از همفکران خود بودند، این فیلم را بیش از انداره برایام جذاب می کرد.
اگر این فیلم را ندیدهاید، دعوتتان میکنم که همین حالا دست به کار شوید و این اثر زیبا که به درستی سی سال برای اکران آن زمان لازم بود را همینجا ببینید.

