Tag Archive | "عاشورا"

Tags: , , , , , ,

خودبزرگ‌بینی دولت کودتا این‌بار در تقویم رسمی ایران جلوه می‌کند


روز نهم دی‌ماه در حالی (درست پس از سخن‌رانی خامنه‌یی و تمجید و تعریف او از روز ۹ دی که به خیال خود موافقان‌اش در ایران راه‌پیمایی کردند) در تقویم رسمی ایران ثبت می‌شود که در روزهای پس از انتخابات بارها و بارها مردم زیر فشار و بر اثر تیراندازی نیروهای سرکوبگر کودتا جان باخته‌اند و در روز عاشورای خونین تعداد بی‌شماری از هم‌وطنان‌مان بازداشت و کشته شدند و شاهد اعمال وحشیانه‌ی دولت کودتا با آن‌ها بودیم.

روزهای بسیار موثر و تاریخی ایران گویا از دید وزارت فرهنگ و ارشاد و خامنه‌یی همیشه پنهان بوده که برای جمع شدن چند صد نفره‌ی همراهان‌شان در روز نهم دی ماه، قرار است روز ملی درست کنند و هر ساله آن‌را پاس بدارند و جشن بگیرند.

وقتی روزنامه‌ی کیهان جمعیت مردم معترض در روز عاشورا را چند صد نفر و جمعیت چند صد نفره‌ی روز نهم دی ماه را میلیون‌ها نفر می‌بیند باید در انتظار چنین رویدادی هم باشیم که آن‌را به یکی دیگر از یوم‌الله‌های خودشان اضافه کنند.

این‌ در حالی است که هنوز هم با این‌که مدت زیادی از روز عاشورا و وقایعی که در آن روز خونین اتفاق می‌افتاد می‌گذرد، هم‌چنان نام افرادی که در آن روز بازداشت شده‌اند ادامه دارد.

می‌دانیم که در روز عاشورا دستگیری بسیار گسترده‌یی در شهر تهران و برخی شهرهای دیگر رخ داد، دستگیری‌هایی که در بیش‌تر موارد نام و اطلاعات خاصی از افراد بازداشت شده در دست نیست و در این میان از «محارب بودن» برخی‌شان سخن به میان آمده و برای آن تعداد نقشه‌های شومی کشیده شده است.

بر اساس شنیده‌ها بازداشت‌های در تهران به قدری گسترده و وسیع بوده که مسئولان زندان اوین را بر آن داشته که تعداد زیادی از زندانی‌هایی که به دلایل مشکلات مالی و پرداخت مهریه و دیه و نفقه در زندان بودند را به زندان‌های دیگر تهران منتقل کنند تا بازداشتی‌های اخیر را در یک‌ زندان داشته باشند.

مصطفا ریسمان‌باف دانش‌جوی ۲۶ ساله‌ی سال دوم کارشناسی ارشد دانش‌گاه علم و صنعت یکی از بازداشت‌شده‌های روز عاشورا است که پیش از این نیز هیچ فعالیت سیاسی نداشته و تا کنون یک‌بار با خانواده‌اش تماس تلفنی برقرار کرده و از حضور خود در زندان اوین خبر داده و هم‌چنین از جریمه‌ی نقدی خود و هم‌بندان‌اش توسط مسئولان زندان هم سخن گفته است.

هستند بسیاری دیگر که به صورت خانواده‌گی بازداشت شده‌اند و این روزها پسر و پدر به جرم اغتشاشات! با هم در زندان‌های ایران نگه‌داری می‌شوند و جای بسی تاسف است که دولت کودتا با تنگ‌نظری با آن‌هایی که ابتدا فقط رای‌شان را طلب می‌کردند، به گونه‌یی برخورد کرد که این روزها باید آمار دوستان زندانی‌مان را مرور کنیم و ببینیم که دیگر هیچ دوستی که آزاد باشد برای‌مان نمانده.

اگر قرار به اضافه کردن روز خاصی در تقویم ایران باشد، باید روزی که ندا غرق در خون‌، جان سپرد را  در تقویم جهانی ثبت کنیم تا با فرا رسیدن آن روز چهره‌ی زشت و پلید کودتاگران جمهوری اسلامی بیش از پیش آشکار شود.

در این میان:

پیش‌نهاد من:

شیدا جهان‌بین

Posted in ایرانComments (2)

Tags: , , , ,

دشمن را بشناسیم


قلم‌ام را که به دست می‌گیرم، با رنگ خون می‌نویسد این روزها، خونی که از سر برادران‌ام بر کف خیابان‌های تهران به جا ماند و خشک شد. دل‌ام می‌خواست آن لحظه‌های جان دادن برادران‌ام در روز عاشورا بالای سرشان بودم و می‌گفتم خیلی مردی. سر خونین‌اش را در بغل می‌گرفتم و می‌گفتم خون‌ات هدیه شد به ملت‌ات برای ادامه و حیات جنبش مردمی.

حالا شبانه‌های آرام مادرانی که فرزندشان در روز عاشورا کشته شدند، با گریه عجین شده، حالا دل پدرانی که فرزند از دست دادند، داغ‌دار است و کینه‌ به دل گرفته‌اند. حالا ما می‌دانیم که هیچ راهی برای اصلاح این مردان یزید صفت وجود ندارد و اساس و ریشه‌ی آن‌ها اشتباه است و باید نابود شود.

17849_1229576693643_1055875418_30582429_2793319_nواکنش‌ها به هیجان‌‌های مردم در روز عاشورا متفاوت بود، اما فکر نمی‌کنم آن‌هایی که خارج از کشور زنده‌گی می‌کنند و یک ثانیه هم در جمع مردم سبز حضور نداشتند حق، اجازه و جایگاه این‌را داشته باشند تا به مردمی که در مقابل چشم‌شان کسی کشته شده بگویند دست‌ات را روز بسیجی‌ها بلند نکن.

شما اگر بودی و فرزندت، همسرت، پدر و یا مادرت، خواهر و یا برادرت، دوست عزیزت و … را مقابل چشمان‌ات می‌کشتند چه می‌کردی؟ می‌ماندی و تماشا می‌کردی و اعتقاد داشتی که نباید آن‌هایی که در مقابل دیده‌گان‌ات عزیزت را کشتند، گوش‌مالی شوند؟ خوب است همه با هم دیدیم که از نیروهای بسیجی هیچ کشته‌یی به جا نمانده، خوب است دیدیم در مقابل این همه عزیزی که روز عاشورا از دست دادیم، فردی از جبهه‌ی مخالف با سر خونین کف زمین جان نداد، وقتی این‌ها را دیده‌ایم بی‌انصافی است که از خشونت مردم حرف بزنیم.

کدام خشونت؟ شما با کسی که عزیزت را کشته چه می‌کنی؟ می‌دانم که اعدام‌اش نمی‌کنی، می‌دانم که او را نمی‌کشی، اما آیا دل‌ات نمی‌خواهد به مجازات برسد؟ مطمئن باش اگر مردم به دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اعتقاد و اعتماد داشتند، آن‌ها را به دادگاه‌ها می‌سپردند. اما خوب می‌دانیم که اگر چنین می‌شد، همان‌هایی که بسیجیانی را که آدم کشته‌اند و در مقابل کتک خورده‌اند، به دستگاه قضایی می‌سپردند، دستگیر و به اعدام محکوم می‌شدند.

پیش‌نهاد تو برای یک لحظه‌ی هیجانی و پر حس و غم‌انگیزی که عزیزی در مقابل‌ات جان داده و قاتل پیش روی‌ات است و نمی‌توانی از طریق قانون او را مجازات کنی چیست؟ اگر مجبور باشی در آن زمان در لحظه و آنی تصمیم بگیری چه می‌کنی؟ راه باز می‌کنی و قاتل را راهی می‌کنی؟ می‌بوسی‌اش  و به او دست‌مریزاد می‌گویی؟

نه. هیچ‌کدام از این‌ها نیست. آن‌هایی که خارج از کشور نشسته‌اند و وقایع را با خطوط اینترنت دنبال می‌کنند نباید سخنی بگویند تا دل مردمی که با شعار «خونی که در رگ ما است، هدیه به ملت ما است» به خیابان‌ها ریخته‌اند را بشکنند. هیچ کدام از ما نباید به خود اجازه دهیم که هر چه در ذهن‌مان آمد بر زبان بیاوریم.

می‌دانی؟ یکی از کارهایی که نباید در این موقعیت انجام دهیم اظهار نظر بی‌جا و نسنجیده است، به طوری‌که مردم حس کنند جمعیت خارج‌نشین همان مرفه‌های بی‌دردی هستند که بیرون گود نشسته و دستور می‌دهند. آن‌هایی که خارج از کشور فعالیت می‌کنند باید به فکر روزی باشند که ایران آزاد در انتظار همه‌ی ایرانیان است که در آن زمان جایی در دل‌های مردمی که به خاطر شجاعت آن‌ها بازگشت به وطن میسر شده داشته باشند.

یکی دیگر از کارهایی که نباید انجام داد، آن هم در این مرحله این است که رنگ‌بازی و بازی حزبی را کنار بگذاریم و یک‌صدا شویم، نه این‌که حضور مردم سبز را فدای رنگ‌هایی مثل رنگ سرخ کنیم و خودمان را با ایجاد فاصله‌یی که از پس این حرف‌های می‌آید، از مردم دور کنیم، الان وقت استفاده از مدادرنگی‌های روزگار نیست، همه این روزها سبز هستیم تا به پیروزی برسیم.

دیگر این‌که باید حس اعتمادمان را به مردم بالا ببریم، مردمی که از پیرمردها بگیر، تا دانش‌آموزان مدرسه این روزها در خیابان‌اند و هدف و دشمنی مشترک دارند. باید با خودمان خلوت کنیم و به این بیاندیشیم که دشمن ما کیست؟ آیا دشمن ما مردم هستند که این‌چنین بی‌رحمانه به آن‌ها بتازیم؟ و یا دشمن مشترکی داریم که باید برای از بین رفتن آن قدم برداریم.

در این میان:

پیش‌نهاد من:

شیدا جهان‌بین

Posted in ایرانComments (2)

بلاگ‌چرخان

شبکه دوستان