Tag Archive | "هنگامه شهیدی"

Tags: , , , , , , , ,

تاریخ تکرار می‌شود


چند روز پیش در سایت بالاترین یکی از اعضا عکسی از میرحسین موسوی را در حال نماز خواندن و وقتی که در حال قنوت کردن بود، قرار داده بود و به عنوان توضیح آن نوشته بود: اوج بندگی و عرفان در این تصویر مشخص است. تعدادی از اعضا هم به آن رای مثبت داده بودند اما بسیاری از دوستان با قرار دادن این عکس در سایت موافق نبودند و در قسمت کامنت‌ها آن‌را نقد کرده بودند.

تعجب کردم از این‌که دقیقا شاهد تکرار تاریخ هستم، همیشه در کتاب‌ها خوانده بودم که چندین سال یک‌بار تاریخ در سرزمین‌ها تکرار می‌شود و چه خوب است که از آن عبرت گرفته باشیم تا دچار زوال آن دوره‌ی تاریخی که در حال تکرار شدن است، نشویم. سن‌ام به آن زمانی که مردم ایران عکس آیت‌الله خمینی را در ماه می‌دیدند! قد نمی‌دهد. ولی هربار از زبان پدرم آن خاطرات را می‌شنوم فکر می‌کنم که مردم آن زمان احساسات را به جای دیدن راه اصلی ملاک قرار داده بودند و این‌گونه بود که عکس خمینی را در ماه می‌دیدند و این‌گونه بود که روزگارمان سیاه شد.

گذاشتن تصویر فردی در حال نماز خواندن و چنین توضیحی برای عکس آودن جز تخریب چیز دیگری نیست، حال آن‌ که کسی که این عکس را در سایت قرار داده، معتقد است که با هدف دفاع از میرحسین این عکس را در بالاترین قرار داده است. اما این چه دفاعی است؟ قرار دادن عکس فردی در حال نماز خواندن هم شد دفاع؟ عکس از نماز خواندن خیلی‌های دیگر هم موجود است. آیا باید عکس آن‌ها را هم پخش کنیم و بگوییم در حال دفاع از آن‌ها هستیم؟! به شخصه معتقدم هر فردی که اجازه دهد از نماز خواندن‌اش که می‌گویند ارتباط شخصی با خدا است، عکس بگیرند، منظور و هدف خاصی دارد. مثل این عکس که در تونل رسالت گرفته شده است.

بت سازی در بین افراد کشورمان رواج بسیاری دارد، همه یکتا پرست هستیم، اما از افراد به اقتضای زمان بت می‌سازیم. همین مساله یکی از دلایلی است که موجب انحطاط هر جنبشی می‌شود. یک‌بار سالیان پیش از یک رهبر ساده، بت ساختیم و این شد وضع آزادی و امنیت کشورمان. یک اشتباه را چند بار قرار است تکرار کنیم؟ من و هم‌سالان من در روزهای انقلاب حضور نداشتیم و شاید اگر موسوی را در حد یک بت بیانگاریم، کم‌تر راه خرده گرفتن بر ما باز است، اما  آن‌هایی که در دروران انقلاب بودند و شاهد نتیجه‌ی آن‌ همه توجه به فردی که رهبری مردم را بر عهده گرفته بود، بودند؛ چرا باید این اشتباه را بار دیگر تجربه کنند؟

هم‌چنین از این دست است خبر انتخاب زهرا رهنورد به عنوان سومین متفکر تاثیر گذار جهان! وقتی این خبر را هم خواندم بسیار تعجب کردم و دلیل آن‌را به هیچ وجه متوجه نشدم. آیا واقعا لیاقت آن‌را دارد؟ آیا نبودند افرادی که لایق‌تر باشند؟ آیا زهرا رهنوردی که در این زمان از برگزیده‌گان انتخاب شده است، تاثیر و نقش مهمی در جنبش سبز ایران داشت؟ آیا در روزهای راه‌پیمایی که ما و مادران‌مان در میان باتوم و گازهای اشک‌آور بودیم، او نیز حضور داشت؟ یا فقط به دلیل ملاقات از زندانیانی که آزاد شده‌اند و دیدار از مادرانی که فرزند از دست داده‌اند، او برگزیده شده است؟

جنبش سبز امروز ایران، به راحتی به دست نیامده و مخصوص یک نفر و آن هم میرحسین موسوی نیست. این جنبش متعلق است به تک‌تک افرادی است که کوچک‌ترین قدمی در راه آن برداشته‌اند. وجدان‌ام قبول نمی‌کند که وقتی قرار است برای نواده‌گان‌ام از جنبش سبز بگویم، آن‌را مدیون میرحسین موسوی و به خصوص همسرش بدانم، من این جنبش را مدیون خون سهراب و ندا و اشکان و … و تمام روزهایی که دوستان‌ام در زندان محبوس بودند می‌دانم.

پیش‌نهاد من:

شیدا جهان‌بین

Posted in انتخاباتComments (4)

Tags: , , , , , , ,

زنان محبوس ایران


روزهای اولی که فریبا پژوه را بازداشت کردند، فکر می‌کردم بعد از بازجویی و کمی ماندن در اوین آزاد می‌شود، هر روز منتظر بودم تا خانواده‌ی فریبا خبری از آزادی فریبا به ما دهند اما تا امروز این‌چنین نشده. دیروز خبر ممنوع‌الملاقات شدن و تمدید قرار بازداشت فریبا را شنیدم. وکیل فریبا می‌گوید گویا تحقیقات از فریبا هم‌چنان ادامه دارد. این خبر را در حالی می‌شنوم که به حضور پدر فریبا در اینترنت عادت کرده‌ام و وقتی چند روزی پیدای‌اش نمی‌شود، نگران‌اش می‌شوم. هربار سعی می‌کنیم به او و خانواده‌اش دل‌داری دهیم، او هم خود خوب می‌داند که جای دخترش آن‌جا نیست. پدرش مقاوم است و منتظر.

هنگامه شهیدی هم روزنامه‌نگار دیگری است که دربند است. هنگامه را از نزدیک ندیده بودم اما قبل از بازداشت‌اش با  مدیار ارتباط داشت و یادم می‌آید از همان روزهای اول که تن انتخابات در ایران داغ شده بود، تبلیغ از کروبی را راه انداخته بود. پر سرو صدا بود و همیشه عجله داشت، اما خبرهای خوبی امروز از او نیست، هنگامه در روز تعداد زیادی قرص آرام‌بخش مصرف می‌کند اما باز هم نمی‌تواتد شب‌ها خواب راحتی داشته باشد. مصرف این نوع قرص‌ها برای او از زمانی‌که وارد زندان شده، شروع شده و سابقه قبلی ندارد.

aaaa

نمی‌دانم زیر چه فشاری قرار گرفته که این‌طور پریشان‌حال است، اما هر بار که به یادش می‌افتم، می‌گویم طاقت بیار دختر، این نیز بگذرد.

هشت ماه از روزی که شبنم مددزاده بازداشت شده، می‌گذرد. شبنم ۹۰ روز را در سلول انفرادی گذرانده و بعد از این‌که چهار بار برای او قرار دادگاه تعیین شده است،  با کارشکنی مسئولان هنوز برای او دادگاهی تشکیل نشده و این مسئله، وضعیت او را مشکل‌تر کرده است.

خرداد ماه سال گذشته دانش‌جویان دانش‌گاه تربیت معلم به دلیل نارسایی‌های صنفی و رفاهی دست به اعتراضات گسترده‌یی زده بودند که شبنم مددزاده عضو هسته‌ی مرکزی این تحصن بود. این اعتراض دوازده روز طول کشید که ده روز از این مدت را معترضین در اعتصاب غذا به سر بردند.

روناک صفارزاده از فعالان حقوق زنان و عضو انجمن زنان آذرمهر است که در ۱۷ مهر ۱۳۸۶ توسط ماموران امنیتی در منزل‌اش در سنندج دستگیر شد. شش سال حبس برای روناک صفارزاده تایید شده است و او با این شرایط در حال طی کردن دوران محکومیت خود در زندان سنندج است.

تعداد زنان سرزمین‌ام که در زندان روزها را سپری می‌کنند کم نیست، روزهایی که برای‌شان یک عمر می‌گذرد و هر روز بی‌گمان در خاطرات‌شان به دنبال بهانه‌هایی برای تحمل روزهای باقی‌مانده‌ی زندان می‌گردند.

خواستم یادی کرده باشم از آن‌هایی که دل‌شان به نشر چند خط ناقابل از عذابی که می‌کشند، خوش است. به امید آزادی‌شان هستم.

Posted in حقوق‌بشرComments (3)

بلاگ‌چرخان

شبکه دوستان