Posted on ۰۷ آذر ۱۳۸۸
اگر نگاهی به معیارهای حقوق بشر در جهان بیاندازیم آزادی زنان، میزان رفاه، آزادی بیان، آزادی اقلیتهای دینی و قومی و مسائلی از این دست، معیارهایی برای تعیین جایگاه کیفی و کمی یک کشور است.
بعد از خواندن جملات بالا چه انتظاری از مقاله و نویسندهی آن دارید؟ بیشک جملات بالا را هر که بخواند فکر میکند نویسندهیی که خود از فعالان حقوقبشر است و در زندهگی خودش آنرا رعایت میکند، آنرا نگاشته. وقتی مقالهیی با این جملات آغاز میشود، تا پایان انتظاری جز صداقت از آن نداریم. اما تصور کنید که این جملات از قلم یکی از کسانی که در خبرگزاری فارس قلم میزند و چشماش را به روی نقض گستردهی حقوق بشر در ایران میبندد نگاشته شده است.
این گزارش توسط خبرنگاران خبرگزاری حکومتی فارس در مورد نقض گستردهی حقوقبشر در عربستان نوشته شده است و با خوشحالی در روتیتر گزارش «اختصاصی فارس» نگاشته شده است.
نویسندهی این گزارش، چشماش را به راحتی به روی تمام موارد نقض حقوق بشر در ایران که در روزهای پس از انتخابان نمود بیشتری پیدا کرده بود بسته است و یادش نمیآید که حقوق زنان سرزمیناش چهگونه نقض میشود. خاطرش نیست که دیه زن نصف مرد است، حق طلاق و حضانت برای مرد تعریف شده، شهادت مرد و زن یکسان نیست و …
او بیگمان چشماناش را به روی شرایط بد اقتصادی مردم سرزمیناش بسته و حالا از وضعیت بد رفاهی عربستان مینویسد. او بیشک به خاطر ندارد همکاران روزنامهنگارش را که به دلیل نبود آزادی بیان در ایران هماکنون در زندان هستند، او جواد ماهزاده، مسعود لواسانی، ساسان آقایی، فریبا پژوه و … را فراموش کرده و همچنین فراموش کرده که حقوق اقلیتهای قومی و مذهبی در ایران همواره برای کسانی که او از آنها پول میگیرد نادیده گرفته شده و آنها همیشه برای حکومت دشمن به حساب آمدهاند و هر روز حکمهای اعدام آنها و محرومیت از حقوق اولیهیشان بیشتر میشود.
اخلاق روزنامهنگاری داشتن مهمتر از قلم خوب داشتن است، چه بسیار هستند افرادی که خوب مینویسند اما قلمشان علیه مردم سرزمینشان میچرخد، هر چه فکر میکنم نمیتوانم قبول کنم روزنامهنگاری که دلاش میخواهد حرفهایاش گفته شود و بتواند آزادانه حرفاش را بزند، چهگونه میتواند در خبرگزارییی مانند فارس کار کند که همیشه و همیشه در حال دروغ گفتن به مردم است. آیا میتواند با پولی که از آنها دریافت میکند به راحتی زندهگی کند؟ این را میدانم پولی که از دروغ گفتن به مردم کسب شود خوردن ندارد.
کاش این خبرنگار در کنار ریز شدن به موارد نقض حقوقبشر در عربستان نیمنگاهی هم به موارد نقض حقوقبشر در ایران میانداخت. کار زیادی نباید انجام میداد، به محض خروج از محل کارش میتوانست حضور نیروی انتظامی برای تذکر در مورد حجاب زنان را ببیند، میتوانست کودکان خیابانی را که در چهارراهها روزگار میگذرانند ببیند، میتوانست با سر زدن به دادگاه خانواده زنانی را ببیند که برای گرفتن حقوق حداقلی خود راهروها و پلهها را هر روز میپیمایند و در آخر با اشک راهی خانههایشان میشوند. میتوانست نگاهی به اسامی فعالان کردی که در انتظار اعداماند بیاندازد و به یاد رهبران بهایی باشد که روزهای زیادی است که در اوین هستند و همچنان بلاتکلیف، میتوانست اختلاف شدید طبقاتی را درک کند و … اما او اینکار را انجام نمیدهد، چرا که خودش یکی از مزدورانی است که با قلماش هر روز انسانیت را قتل عام میکند.
پیشنهاد من:
بازوهای شکسته ترازوی عدالت از خبرنورد
آسوده بخوابید شهر در امن و امان است از مدیار
کروبی مردی از خاک و باران و فریاد از فرید
فدرالیسم ، راه حلی مدرن برای جامعه چند قومیتی ایران از مهشید
شیدا جهانبین
Posted on ۱۰ فروردین ۱۳۸۸
کودکیام که سراسر در خنده و شادی گذشت و کلاس موسیقی آنرا زینت میداد و پدر و مادری که قسم خورده بودند تا تمام استعدادهای مرا شکوفا کنند و مسافرتهای رنگین وو اتاقی زیبا، در مقابل چشمام رژه میرود وقتی کودکان کار را هر روز در گوشه و کنار شهرم مشاهده میکنم، با آن چشمانی که التماس میکنند محبت را، غذا را، لباس را و …
نمیتوانم بگویم درکتان میکنم،چون نکشیدهام دردی را که شما میکشید، چون نداشتهام حسرتی را که شما دارید. تصور اینکه کودکام را در سنین پایین، خودم به دست خودم به کار گیرم و یا او را برای کسب درآمد به دستانی بسپارم که از احساس نرم کودکی و رویاهای رنگیناش، هیچ نمیدانند، دیوانهام میکند. یا از آن بدتر، دیدن کودکانی که در پرورشگاهها هستند و مشخص نیست که در روز چند بار از خود سوال میکنند که چرا ما پدر و مادر نداریم؟ و اغلب همانها دچار بزهکاری میشوند و تا چشم باز میکنند در کانون اصلاح و تربیت هستند و یا گرفتار دست قاچاقچیانی که برای جان این کودکان، هیچ ارزشی قایل نیستند، دلام میسوزاند.
کاش زمانه قدری مهربانتر بود تا مادرانی که مهرشان به فرزند را نمیتوان کتمان کرد، کودکان خود را برای کسب درآمد به دست گردباد حوادث نمیدادند.
اهمیت قرار داشتن، دو هزار دخترک کار تهرانی در معرض تهدید جنسی و انگیزه نداشتن بهزیستی استان تهران برای ساماندهی کودکان خیابانی، کمتر از مباحث سیاسی و رد صلاحیت شدنهای کاندیداهای انتخاباتی رییس جمهوری و باخت ایران در مقابل عربستان و … نیست. بلکه از شاخههای مهم و تاثیرگذار حقوقبشر است که متاسفانه کمتر مورد توجه قرار میگیرد. نگاهی به آمار زیر، شاید ما را از خواب غفلتی که دچارش هستیم، بیدار کند.
دکتر فاطمه قاسم زاده، عضو هیأت علمى دانشگاه تهران تحقیقى درخصوص کودکان کار و خیابانى انجام داده است. وى مىگوید: “ ۹۲درصد کودکان خیابانى بین ۱۴ تا ۱۸ سال، در هرچهار زمینهی رشد جسمى، ذهنى، عاطفى واجتماعى دچار مشکلات فراوان هستند.” که بیشترین آسیبها و یا سهمگینترین خطرات را با درصد فراوانی آن در زیر میآوریم .”۸۹ درصد آنان از نظر رشد عاطفى و روانى دچار احساس کم ارزشى، ۵۸ درصد انتقامجویى وخصومت ، ۸۰ درصد بىاعتمادى به دیگران ، ۵۰ درصد بدبینى ومنفىگرایى ،۴۵درصد افسردهگى ، ۵۴ درصد اضطراب،۸۴ درصد احساس ناامنى و ترس و ۷۷ درصد داراى بحران هویت هستند.”
وى مىافزاید: براساس این تحقیق در زمینهی رشد اجتماعى، ۸۰ درصد این کودکان دچار پرخاشگرى وخشونت، ۳۷درصد دچار اعتیاد، ۵۰درصد آنان به سرقت ، ۴۱درصد خرید وفروش موادمخدر و ۸۵ درصد تخریب اموال عمومى مبادرت کرده واین درحالى است که۵۰ درصد آنان مورد سوءاستفاده جنسى قرار گرفتهاند. ۵۴ درصد آنان به حقوق دیگران بىتوجه بوده و در برقرارى ارتباط با دیگران مشکل داشته و ۵۵ درصد آنان تمایل به بزهکارى داشتهاند.
“بیش از ۸۰ درصد کودکان کار دچار مشکل کمخونى هستند. ۸۰درصد کاهش قد، ۸۶درصد کاهش وزن، ۷۷درصد بیمارىهاى دهان و دندان،۷۳درصد بیماریهاى چشمى ، ۶۱ درصد بیماریهاى دستگاه تنفسى، ۶۴درصد بیماریهاى قلب ، ۶۹ درصد بیماریهاى گوش وحلق وبینى، ۸۲ درصد بیماریهاى پوستى و ۶۰ درصد داراى بیماریهاى گوارشى بودهاند. ۵۶درصد از کودکان کار بىسواد بودهاند، ۳۲ درصد با کمبود حافظه، ۳۰درصد با مشکلات یادگیرى ، ۶۱درصد مشکلات گفتارى مواجه بودهاند و ۸۶ درصد نیز هیچ گونه مهارت وشغلى نداشتهاند.”
این پژوهش میزان دستمزد این کودکان را چنین ارزیابی میکند: ” میزان درآمد ماهانه ۱۱ درصد آنها ۳۰هزار تومان و کمتر، ۲۸درصد بین ۳۰ تا ۵۰هزار تومان، ۲۳ درصد ۵۰ تا ۸۰ هزارتومان ، ۱۶ درصد ۸۰ تا ۱۰۰هزارتومان و ۹ درصد بالاى ۱۰۰هزارتومان حقوق دریافت میکنند ” این پژوهش دربارهی ساعات کاری کودکان کار و خیابانی میافزاید : “۲۵ درصد کودکان کار بین ۴ تا ۶ ساعت کار مىکنند،۳۵ درصد بین ۶ تا ۱۰ ساعت ، ۲۴ درصد ۱۰ ساعت به بالا در روز کار مىکنند، ۸۳ درصد آنها با خانواده زندهگى مىکنند و ۵۴ درصد آنها درآمد خود را صرف خانواده مىکنند، ۵۶ درصد آنها پدر ومادر داشته واعضاى خانوادهی آنها بین ۵ تا ۸ نفر عنوان شده است.“
Read the full story