Posted on ۱۳ آبان ۱۳۸۸
سیزده آبان هم رسید. سبز سبز. حضور مردم، یعنی همانهایی که ریشه در خاک ایران دارند و آنرا آزاد و سربلند میخواهند، باز هم اعتراضی بود به دولتی که خواست اقلیت در ایران است و اکثریت مردم آنرا مشروع نمیدانند.
اتفاقهایی که امروز افتاد کم نیست، در ابتدا و قبل از حضور کروبی سعی کردند تا مردم را با پرتاب گاز اشکآور و ضربههای باتوم پراکنده کنند. بعدتر با حضور کروبی و پایدای مردمی که همچنان حضور داشتند، همه چیز تغییر کرد. شعارهای زیبای این روزها به گوش میرسید و ترس در رفتار کودتاگران دیده میشد.
اما تصویری که امروز در ذهن حامیان جنبش سبز باقی مانده این است که توانستند بیشتر از گذشته، وحشیگری نیروهایی که از خودمان هستند اما در مقابلمان ایستادهاند را ببینند. اینکه چهطور یک انسان به حیوانی تبدیل میشود که زن و کودک و پیر و جوان را کتک بزند، اینکه وقتی یکی از آنها با ملایمت با زنها برخورد میکرد و فقط تذکر میداد و از مردم پاسخ خوبی مثل تشوق و لبخند دریافت میکرد، وحشیتر از دیگران میشد و بیشتر حمله میکرد. این که سن کسانی که خودشان را در لباسهای گارد ویژه مخفی کرده بودند، کم بود و سرکردهشان توصیه میکرد که کلاهها را پایین بیاندازید که سنتان مشخص نشود، اینکه امروز دستور برخورد شدید با مردم صادر شده بود، اینکه مردم با استرس شدید زمانیکه لباسهایشان را برای شناسایی رنگی میکردند، به خانههای اطراف پناه میبردند و گریه میکردند…
اما وقتی از گوشه و کنار خیابان صدای شعارهای زیبای جنبش سبز شنیده میشد، همانهایی که زیر لگد و باتوم مانده بودند و تاب ماندن نداشتند، خودشان را به جمعیت میرساندند تا یکصدا شوند با همعهدانشان و بخواهند آنچه را که حقشان است.
امروز یکی دیگر از روزهای سبز نقاشی شد، روز سبزی که در خاطرمان خواهد ماند و رشد خواهد کرد و نمود خواهد داشت در رفتار روزهای آیندهیمان.
Posted on ۱۲ آبان ۱۳۸۸
«شهروند محترم طبق اطلاع واصله، جنابعالی تحت تاثیر تبلیغات ضد امنیتی رسانههای وابسته به بیگانگان قرار گرفته اید، در صورت حضور در هرگونه تجمع غیرقانونی و ارتباط با رسانه های خارج از کشور برابر مواد ۴۸۹ ، ۴۹۹ ،۵۰۰، ۵۰۸، ۵۱۴، ۶۰۹، ۶۱۰، ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی شناخته میشوید و با شما برخورد قانونی خواهد شد.»
این متن پیامکی است که شب گذشته برای برخی از افرادی که در راهپیماییهای جنبش سبز و تجمعهای اعتراضی روزهای پس از انتخابات برای اعلام مخالفت با دولت کودتا حضور داشتهاند، از شمارهی ۹۸۶۰۰۰۵۰۰۵ ارسال شده است، شمارهیی که وقتی تماس میگیری بوقهای عجیب و غریب تحویلات میدهد و برای ترساندن مردم و جلوگیری از حضور آنها در راهپیمایی ۱۳ آبان طرحریزی شده است.
اما این پیامکها، بیانیههای مختلف ارگانهای دولتی برای نحوهی شرکت در راهپیمایی ۱۳ آبان و ارسال نامههای محرمانه به دفاتر روزنامهها از طرف معاونت فرهنگی وزارت ارشاد، تنها و تنها نشان از ترس کودتاگران است و هیچ معنای دیگری نمیدهد.
۱۳ آبانی که بچههای مدرسهیی را به زور با خود میبردند تا خیابانها پر شود و کارمندان ادارههای دولتی هم مجبور به شرکت در آن بودند، چرا امسال باید بدون حضور مردم برگزار شود؟ مگر آرزوی تکتک شما نبود که حضور گستردهی مردم را به رخ دیگران بکشید؟ فردا میتوانید به وضوح این حضور پررنگ و کمنظیر را با دل و جا ببینید.
وعدهی ما فردا (۱۳ آبان) ساعت ۱۰٫۳۰ صبح در میدان هفتتیر در کنار مهدی کروبی
- به متن عکسی که در این پست قرار دادهام دقت کنید، ترس لابهلای تکتک کلمهها و سطرهای آن پیدا است.
- لینک مطلب در بالاترین
Posted on ۱۱ آبان ۱۳۸۸
فقط دو روز مانده به روزی که از مدتها پیش، امیدمان بود. روز سبز دیگری که در انتظار ماست. روز سبزی که ما، فرزندان و پدران و مادرانمان را انتظار میکشد، روز سبز دیگری که باز یاران روزهای گذشته را خواهیم دید. روزی که پیمان خود را دگربار با هم میبندیم که تا تغییر آنچه که به نام دین و اسلام به خوردمان میدهند، با هم باشیم، تا رسیدن به ایرانی آزاد و آباد. ایرانی که فرزنداناش را یکی پس از دیگری در خون و گریز نبیند.
همین که دولت، «جنبش سبز علوی» راه انداخته و سپاه پاسداران و نیروی انتظامی در مورد نحوهی راهپیمایی ۱۳ آبان که تا سال گذشته، آرزو میکردند مردم با آنها همراه شوند تا بتوانند خیابانها را با انبوهی از ایرانیها نشان دهند، بیانیه صادر میکند، نشان از ترس دولت کودتا از هر آنچه که به جنبش سبز برمیگردد است و این ما را در این راه ثابت قدمتر میکند، چرا که هر چه از نظر این دولت اشتباه باشد و حکومت درصدد مخالفت با آن باشد، درستترین اقدام ما محسوب میشود.
امید زیادی به ۱۳ آبانماه دارم و میدانم که قدم بزرگی در این روز برداشته خواهد شد. همیشه اولین گام، سختتریناش است، اولین گام را روزهای پیش برداشتهایم اما راهی که پیش رو است باید تداوم داشته باشد، چه میرحسین موسوی باشد و چه نباشد. آنچه که مهم است شوری است که در دلها برپا شده و اگر افرادی که خود را به عنوان رهبر این جنبش میدانند، یک صدا و یکدل با مردم باشند؛ باقی میمانند وگرنه آنها هم کنار گذاشته میشوند تا به هدف اصلی (که بیشک جمهوری اسلامی در آن جایی ندارد) برسیم.
مرتبط: